فصل اول

كليات پدافند

غير عامل

باسمه تعالي

مقدمه :

  پدافند غيرعامل با مفهوم كلي «‌ حفاظت در برابر تهاجم بدون استفاده از سلاح و درگير شدن مستقيم » سابقه اي بس طولاني در تاريخ بشري به قدمت خلقت انسان و ساير جانداران دارد .

پدافند در معناي لغوي مترادف با دفاع است ،‌دفاع نيز بر دو قسم است دفاع عامل و دفاع غيرعامل

دفاع عامل مبتني بر فعاليت نيروهاي مسلح و متكي بر تسليحات و تجهيزات نظامي مي باشد . در كنار پدافند عامل نوع ديگري ازدفاع وجود دارد كه به آن پدافند غيرعامل مي گويند . تعريف اين نوع پدافند در تمام دنيا يكسان است و به دفاعي گفته مي شود كه متكي بر تجهيزات و تسليحات نظامي نيست . پدافند غيرعامل مجموعه اي از برنامه ريزي ها ، طراحي ها و اقدامات است كه باعث كاهش آسيب پذيري در مقابل تهديدات دشمن مي شود از اين مفهوم تحت عنوان بازدارندگي نيز ياد مي شود و سياستهاي اصلي پدافند غيرعامل مبني بر بقا و حفظ امنيت مي باشد .

پدافند غيرعامل در منابع نظامي و علمي موجود شامل مجموعه اي از اقدامات مي باشد كه با انجام آنها و بدون استفاده از سلاح و درگير شدن با دشمن مي توان ضايعات و خسارات را تا حد زيادي كاهش داده و در مواردي حتي به صفر رسانيد .

مطالعه و بررسي تاريخي ضايعات و خسارات ناشي از جنگها از جمله جنگ تحميلي و منازعات و مناقشات نامتقارن دهه اخير نشانگر اين واقعيت است كه با شناخت و رعايت اصول پدافند غيرعامل مي توان با صرف هزينه هايي كه از بروز صدمات و خسارات هنگفت به مراكز حياتي و حساس ممانعت نمود مي توان ادعا كرد كه قدمت پدافند غيرعامل به قدمت تمدن بشري باز مي گردد ليكن اين موضوع براي تسلهاي بشر به صورت تلاشهاي آنها براي حراست و مراقبت در برابر دشمنان طبيعي و انساني آنها نمايان شده است . برج وباروهاي حفاظتي شهرها ،‌قلعه ها و حصارها نمونه هاي بارزي در اين خصوص مي باشند . در عصر جديد با توجه به مقتضيات عالم جديد و ايجاد دولت و ملتها اين موضوع از حيطه شهري به گستره ملي انتقال پيدا نمود . با بروز جنگ جهاني اول و دوم و كشيده شدن پاي جنگ به شهرها اين موضوع اهميت بيشتري يافت و شكل علني به خود گرفت پس از آن جنگ سرد و چالشهاي جهاني مرتبط با سلاحهاي كشتار جمعي اهميت اين بحث را بيشتر نمود در نهايت با وقوع حادثه 11 سپتامبر اين مبحث وارد فاز جديدي از مطالعات و برنامه هاي اجرايي شد .

 

تهديدات و پدافند غيرعامل :

جنگ يكي از عناصر پايدار تاريخ بشري است به طوريكه جامعه شناسان آنرا به عنوان يك پديده و واقعيت اجتماعي قلمداد نموده اند . بشريت در طول 5 هزار سال تاريخ تمدن خود را 14 هزار جنگ را ديده و در اين جنگها بيش از 4 ميليارد نفر انسان جان باخته اند گفتني اينكه در طول چند هزار سال تمدن بشري صرفاً 268 سال بدون جنگ و مناقشه بوده است . در طي 45 سال ( از سال 1945 تا سال 1990 ) در كره زمين فقط 3 هفته بدون جنك بوده است و اكثر اين جنگها در كشورهاي جهان سوم به وقوع پيوسته است .

تجارب حاصله از جنگهاي گذشته خصوصاً هشت سال دفاع مقدس ، جنگ 43 روزه 1991 متحدين عليه عراق ( جنگ اول خليج فارس ) ، جنك 11 هفته اي سال 1999 ناتو عليه يوگسلاوي ،‌جنگ اخير آمريكا و انگليس عليه عراق مؤيد اين نظر است كه كشور مهاجم جهت درهم شكستن اراده ملت و توان اقتصادي ، نظامي و سياسي كشور مورد تهاجم با اتخاذ استراتژي انهدام مراكز ثقل ، ‌توجه خود را صرف بمباران و انهدام مراكز حياتي و حساس مي نمايد .

با پيچيده تر شدن جنگها و بكارگيري تكنولوژي و فن آوري در جنگ هاي نوين ، پدافند غيرعامل نيز چهره هاي متفاوتي را به خود گرفته است . امروز مردم براي ادامه زندگي نيازمند خدمات متفاوتي هستند . احتياج به محيط آرام و قابل سكونت درون شهرها دارند و بايستي ايمني و آسايش كافي داشته باشند .

در حال حاضر عمده ترين هدف پدافند غيرعامل ، ايمن سازي و كاهش آسيب پذيري زيرساخت هاي مورد نياز مردم است تا به تدريج شرايطي را براي امنيت ايجاد نمايد . اين گونه اقدامات در اكثر كشورهاي دنيا انجام شده است و يا در حال اقدام است . اين اقدامات اگر به صورت يك برنامه ريزي و طراحي در توسعه نهادينه شود خود به خود بسسياري از زيرساخت هايي كه ايجاد مي شود ( فرودگاهها و پلها – زيرساخت هاي محصولات كليدي نظير پالايشگاهها ، نيروگاهها ،‌مجتمع هاي بزرگ صنعتي ، مراكز هدايت و فرماندهي و جمعيت مردمي كشور ) در ذات خود ايمني دارند براي اصلاح زيرساختهاي فعلي هم مي توان با ارائه راهكارهايي مثل مهندسي مجدد آنها را مستحكم كرد .

تعريف پدافند غيرعامل (Passive Defense) :

به مجموعه اقداماتي اطلاق مي گردد كه مستلزم بكارگيري جنگ افزار نبوده و با اجراي آن مي توان از وارد شدن خسارات مالي به تجهيزات و تأسيات حياتي و. حساس نظامي و غيرنظامي و تلفات انساني جلوگيري نموده و يا ميزان اين خسارات و تلفات را به حداقل ممكن كاهش داد .

 

اقدامات و اصول پدافند غيرعامل  :‌

1 – استتار 2 – اختفاء 3 – پوشش 4 – فريب 5 – تفرقه و پراكندگي 6 – استحكامات و سازه هاي امن  7 – اعلام خبر

اهداف پدافند غيرعامل :

1 – كاهش قابليت و توانايي سامانه هاي شناسائي ،‌هدف يابي و دقت هدف گيري تسليحات   دشمن

2 – بالا بردن قابليت بقاء استمرار عمليات و فعاليتهاي حياتي و خدمت رساني مراكز حياتي ، حساس و مهم نظامي و غيرنظامي كشور در شرايط وقوع تهديد ، ‌بحران و جنگ

3 – تقليل اسيب پذيري و كاهش خسارت و صدمات تأسيسات ، تجهيزات و نيروي انساني مراكز حياتي  حساس و مهم نظامي و غيرنظامي كشور دربرابر تهديدات و عمليات دشمن

4 – سلب آزادي و ابتكار عمل از دشمن

5 – صرفه جوئي در هزينه هاي تسليحاتي و نيروي انساني

6 – فريب و تحميل هزينه بيشتر به دشمن و تقويت بازدارندگي

7 – افزايش استانه مقاومت مردم و نيروهاي خودي در برابر تهاجمات دشمن

8 – حفظ روحيه و انسجام وحدت ملي و حفظ سرمايه هاي ملي كشور

9 – حفظ تماميت ارضي ، امنيت ملي و استقلال كشور

اهميت پدافند غيرعامل :

تجارب و شواهد ثبت شده از جنگهاي گذشته تاريخ بشري و قرن حاضر نمونه هاي مستدل و انگار ناپذيري است كه اهميت حياتي پديده دفاع غيرعامل را آشكارا ثابت مي نمايد .

1 – به كارگيري اقدامات پدافند غيرعامل ،‌موجب زنده ماندن و ادامه حيات و بقاي نيروي انساني مي گردد .

2 – دفاع غيرعامل موجب صرفه جوئي كلان اقتصادي و ارزي در حفظ تجهيزات و تسليحات بسيار گرانقيمت نظامي مي گردد .

3 – دفاع غيرعامل ،‌مراكز حياتي و حساس (‌اقتصادي ، سياسي ،‌نظامي ،‌ارتباطي ،‌مواصلاتي ، پالايشگاهها ،‌نيروگاهها ،‌بنادر ، فرودگاهها ،‌مجتمع هاي صنعتي و غيره ) را در برابر حملات و بمباران هاي هوايي و حملات زيرزميني دشمن حفظ نموده ، خسارات و صدمات را تقليل و ادامه فعاليت و مقاومت در شرايط بحران و جنگ را ممكن مي سازد .

4 – اقدامات پدافند غيرعامل موجب تحميل هزينه بيشتر به دشمن مي گردد .

5 – دفاع غيرعامل موجب حفظ نيروها براي ضربه زدن در زمان و مكان مناسب به دشمن و سلب آزادي و ابتكار عمل از دشمن و نيروي مهاجم مي شود .

6 – فريب يكي از اصول پدافند غيرعامل است . تهيه و ساخت ماكتهاي فريبنده و كاذب يكي از اقدامات مؤثر دفاع غيرعامل است كه در صورت استتار و اختفاء و پوشش اهداف حقيقي ،‌فوايد و نتايج زير را دارد :

- انحراف دشمن از اهداف حقيقي و مهم به سمت اهداف كاذب و كم اهميت

- تحميل هزينه بيشتر به دشمن

- بيشتر نشان دادن توان خودي

- تضعيف روحيه و تحليل انرژي دشمن

- تقليل صدمات و خسارات تجهيزات ،‌تأسيسات و تلفات نيروي انساني

- غافلگير نمودن دشمن و سلب ابتكار عمل از وي

- حفظ توان خودي جهت ادامه فعاليت

- افزايش آستانه مقاومت و استمرار عمليات و خدمات

7 – پيشگيري بهتر از اقدام بعد از ضربه خوردن است .

8 – انجام اقدامات دفاع غيرعامل در مراكز حياتي و حساس كشور به دليل ، وجود شكاف فن آوري در سامانه هاي دفاعي و پدافند عامل ،‌آسيب پذيري سامانه هاي پدافند هوائي در مقابل جنگ الكترونيك پيشرفته دشمن ،‌غافلگير شدن سامانه هاي پدافند هوائي در برابر هواپيمائي تهاجمي دشمن و ... ، برتري هوائي دشمن ،‌عدم امكان پوشش كامل پدافندي مراكز حياتي و حساس و مهم و مراكز جمعيتي ،‌تقليل در هزينه ها با پدافند غيرعامل ، ضروري است .

9 – نظريه هاي راهبردي ودكترين هاي دفاعي مثل ( سون تزو ، سروانتن ،‌كلازويتس) دال بر اهميت و لزوم توجه به دفاع غيرعامل مي باشد .

10 – مطالعه طبيعت كه براساس نظام احسن خداوند حكيم مي باشد . پيامهاي مفيد ،‌روشن و      حكيمانه اي براي الگو برداري در جهت حفظ حيات و ادامه بقاء انسانها دارد ( سامانه هاي دفاعي جانواران )‌

  فصل دوم

اقدامات دفاع غيرعامل در برخي از كشورهاي جهان :

 كشورهاي مختلف جهان با توجه به امكانات و موقعيت اقتصادي ، نظامي ، سوق الجيشي و ... خود طرحهاي حفاظتي جهت حفظ شهروندان غير نظامي در برابر حملات احتمالي دشمنان فرضي تهيه    نموده اند . بطوركلي كشورهايي كه در زمينه طرحهاي حفاظتي دست به اقداماتي زده اند را مي توان به دو دسته تقسيم نمود . دسته اول معتقد به تهاجم و نابودي دشمن در درجه اول ( بكش تا زنده بماني ) و طرحهاي دفاع غيرعامل در درجه دوم هستند و دسته دوم معتقدند اگرچه ما تمام سعي و اهتمام خود را در برقراري صلح و بيطرفي سياسي و نظامي در جنگهاي احتمالي بنمائيم به هرحال با وقوع يك جنگ تماتم عيار كشور ما نيز ممكن است مورد تاخت و تاز نظامي بخصوص ريزش هاي هسته اي قرار گيرد بنابراين بايد توانائيهاي لازم براي حفظ شهروندان و تأسيسات را در برابر وقوع چنين حوادثي داشته باشيم در واقع هردو دسته از كشورها طرحهايي را با توجه به ويژگيهاي طبيعي و جغرافيائي كشور خود جهت حفظ شهروندان تهيه نموده اند . دسته اي با توجه به موقعيت و وسعت و تراكم طرح جابجايي را مورد نظر قرار داده اند اكنون با توجه به مطالب عنوان شده سعي شده است كه خلاصه اي از برنامه ريزيهاي دفاع غيرعامل در برخي از كشورهاي مختلف جهان را مورد بررسي قرار دهيم .

آلمان : ‌ازجمعيت 63 ميليون نفري آلمان غربي در سالهاي قبل از 1972 فقط براي 2/5 ميليون نفر پناهگاه به كمك طلبيده و با تدوين قوانين خاص و سايتهاي تشويقي مالي از مردم خواسته تا به ساخت پناهگاه در خانه هاي خود اهتمام ورزند . در اين كشور هر گونه جابجايي انبوه جمعيت در هنگام عمليات شديد نظامي مردود دانسته شده و ساخت پناهگاه در محيط مسكوني شهروندان و پناهگاههاي عمومي در مراكزعمومي شهري مورد توجه قرار گرفته است . در قوانين دفاع غيرعامل كشور آلمان پناهگاه به مكاني گفته مي شود كه بتواند در مقابل حملات اتمي ، شيميائي و ميكروبي ( سلاحهاي كشتار جمعي ) كه محدوده اثرشان وسيع است مقاومت كند . در اين كشور براي شهروندان هيچگاه بدنبال ساختن پناهگاهي كه بتواند در مقابل اصابت مستقيم و يا فشارهاي زياد مقاومت كند نبوده اند . براي مثال قبلاً از ساخت پناهگاهها حمايت مالي مي گرديد كه بتواند در مقابل سه بار فشار مقاومت نمايد اما به دليل اينكه امكان ساخت چنين پناهگاهي هزينه زيادي دربرداشت از ساختن آن صرفنظر كرده و پناهگاه را چنين تعريف مي نمايند .

1 – پناهگاه بايد هوابندي شده و در مقابل اثرات سلاحهاي اتمي ، شيميائي و ميكروبي مقاوم باشد .

2 – مجهز به فيلترهاي مناسب تصفيه باشد .

3 – داراي دستگاههاي تهويه هوا به صورت دستي و برقي باشد و در مقابل يك تا نيم اتمسفر فشار مقاومت نمايد .

4 – داراي حفاظت در مقابل تشعشع اتمي بوده و حداقل ضريب حفاظت آن 100 تا 600 باشد .

5 – براي مدت معيني بتوان افراد را درون آن حفظ و نگهداري كرده و آب و غذاي سالم در دسترس آنها قرار داد كه اين مدت از 7 تا 14 روز مي تواند متغير باشد .در آلمان شركتهاي مختلفي وجود دارند كه با قيمت هاي مناسب پناهگاه را به صورت پيش ساخته در هنگام ساخت خانه ها در زيرزمين نصب و مستقيماً به فضاي داخل منزل ارتباط مي دهند . در زمان صلح اين زيرزمينهاي پناهگاهي داراي انواع عملكردهاي ثانويه چون انبار و ... خواهند بود .

دولت آلمان ساختن پناهگاه را فقط منحصر به پناهگاه با شرايطي كه ذكر شد نمي داند بلكه هر مكاني را كه بتواند تا حدودي نسبت به مكانهاي ديگر داراي حفاظت بيشتر باشد بعنوان پناهگاه پذيرفته است . براي مثال استفاده از فضاهاي كمكي خانه كه حتي بتواند كمتر از 5/0 اتمسفر فشار را تحمل كند و بدون دستگاه فيلتروهوادهي نيز بتوان براي مدتي در آن اقامت كرد را نيز بعنوان پناهگاه كمكي پذيرفته است و فقط به ساخت اين گونه پناهگاهها كمك مالي نخواهد كرد .

در پناهگاههاي كمكي با توجه به قانون نسبي يك متر مكعب هوا براي هر نفر به مدت 1 ساعت اقامت در يك فضاي هوابندي شده مي توان يك خانواده 5 نفري را به مدت 10 ساعت در مقابل اشعة انفجاري به قدرت رونتگن در ساعت حفظ نمود زيرا پس از اين مدت شدت اشعه مزبور به 5 رونتگن در ساعت تقليل يافته مي توان پناهگاه را ترك كرد . حسن اين پناهگاه در اين است كه در زمان صلح يك فضاي عادي است .

سوئيس :

سابقه تاريخي :

حكومت مركزي سوئيس از 23 ايالت ( استان ) تشكيل شده است و نزديك به 5/7 ميليون نفر جمعيت دارد . مساحت تقريبي اين كشور 41000 كيلومتر مربع است كه 60% آن را كوههاي آلپ مي پوشانند . اين كشور در سال 1291 ميلادي با به هم پيوستن سه ايالت تشكيل گرديد . ايالت نيوشاتل آخرين ايالتي بود كه در سال 1848 به اين دولت مركزي پيوست و ايالت برن در سال 1978 براساس ويژگيهاي زباني و مذهبي موجود به دو ايالت تقسيم گرديد . تا قرن شانزدهم ميلادي سوئيس نقش تعيين كننده اي در جنگهاي قاره اروپا داشت . پس از شكست (‌ماريگنائو ) در سال 1515 تا قرن نوزدهم ميلادي سوئيسي ها فقط بصورت مزدور در جنگها شركت مي كردند . در سال 1815 كشور سوئيس بي طرفي خود را اعلام كرد هرچند كه اثبات اين موضوع مدت مديدي طول كشيد ولي اكنون همگان قبول دارند كه اين كشور از سياست بيطرفي در منازعات بين المللي پيروي مي كند . سوئيس كشوري بيطرف و در عين حال تا دندان مسلح است . اين كشور اعتقاد دارد كه براي حفظ بيطرفي خود بايد مسلح بود و همواره آماده دفاع از بي طرفي خود باشد . براي دفاع از خود سوئيس متكي به ارتش 650 هزار نفري با ساختار شبه نظامي است . همه مردان سالم و تواناي سوئيسي بين سنين 20 تا 50 سال بايد يكدوره يكساله خدمت نظام وظيفه را در طول سي سال بگذرانند . سوئيس بعد از كويت داراي بالاترين درآمد سرانه در جهان است . اين درآمد بالغ بر14000 دلار ( در سال 1981) مي گرديد . بودجه نظامي اين كشور نزديك به 9/1 درصدتوليد ناخالص ملي را بخود اختصاص مي دهد . اين نسبت در كشورهاي آمريكا و شوروي سابق به ترتيب 5%‌ و 13 % مي باشد . نقش سنتي ارتش در سوئيس مدرن همواره جلوگيري از جنگ و حفظ صلح در داخل كشور بوده است . كشور سوئيس داراي يكي از بهترين برنامه ريزيها در زمينة ( دفاع غيرعامل و دفاع غيرنظامي ) مي باشد . طرفداران برنامه دفاع غيرنظامي در كشورهاي ديگر معمولاً مي پرسند چرا ما مي توانيم كاري كه سوئيس انجام داده است انجام دهيم ضمناً‌ قدرت بازدارندگي اين كشور ناشي از اين فرض است كه ، ارتش بايد به قدر كافي نيرومند باشد تا دشمن احتمالي درك نمايد چنانچه مرتكب اشتباه و در نتيجه تهاجم شود زيانش بيشتر از سودي است كه اميدوار است از اين تهاجم بدست آورد . برنامه ريزان دفاع غيرنظامي و دفاع غيرعامل سوئيس اعتقاد دارند كه جنگ براي حيات يك ملت تنها محدود به جبهه نظامي نيست هدف هردو نفي در يك منازعه تمام عيار حفظ حيات خود شامل ادامة حيات اقتصادي ، مالي ، منابع معنوي و بطور خلاصه كل جمعيت غيرنظامي اش مي باشد . در سال 1934 تشكيلات دفاع هوايي غيرعامل (PAD) ‌براي  حفاظت در برابر حملات هوايي ايجاد شد . در سال هاي ( 1945 - 1939 )‌ دفاع غيرعامل براي گروههاي غيرنظامي با سيستم پناهگاههاي موقت زيرزميني خانه هاي موجود شكل گرفت . در سال 1950 دولت مركزي دستوري مبني بر ايجاد پناهگاههاي مقاوم در برابر حملات هوايي در كليه ساختمانهاي جديد در اجتماعاتي بيش از 1000 نفر سكنه صادر نمود . در سال 1959 مردم سوئيس بهخ اضافه شدن بند دفاع غيرعال اساسي دولت مركزي رأي مثبت دادند . نكات اساسي اين بندها عبارتند از :

1 – تصويب قوانين دفاع غيرعامل در حوزه صلاحيت حكومت مركزي است .

2 – ايالت ها مسئول تقويت اقدامات دفاع غيرنظامي و دفاع غيرعامل هستند .

3 – حكومت مركزي براي وضع قانون خدمات اجباري دفاع غيرعامل براي مردان مجازاست زنان فقط مي توانند داوطلب شوند در سال 1962 اولين قانون دولت مركزي راجع به پدافند غيرعامل به تصويب رسيد .

همانطور كه قبلاً متذكر گشتيم كشور سوئيس يك كشور بي طرف بوده و سياست نظامي اين كشور برمبناي دوري از مناقشات سياسي جهان استوار مي باشد ولي دولت سوئيس احعمال وقوع حملات برروي كشورش را در موارد زير محتمل دانسته است .

1 – انفجارهواپيماهاي حامل سلاح هاي هسته اي بر فراز آسمان كشور

2 – انفجار سلاح هاي هسته اي در كشور همسايه و امكان ريزيش مواد راديو اكتيو بر روي كشور

3 – انواع حملات هسته اي ، شيميائي ، ميكروبي و معمولي بر فراز كشور از طرف يك دشمن متجاوز

بنابراين دولت سوئيس استفاده از تمام سلاح هاي كشتار جمعي را برعليه كشور عمدي و يا غيرعمدي محتمل دانسته ، لذا اساس پدافند غيرعامل براين اصل استوار است كه شهروندان را بايد بتوان در مقابل سلاح هاي اتمي ، شيميائي ، ميكروبي و يا سلاح هاي معمولي مانند جنگ جهاني دوم حفظ نمود . مسئولان امنيت اين كشور عمده ترين تهديد را از جانب سلاح هاي كشتار جمعي دانسته و لذا برنامه ريزان طرح هاي حفاظتي هيچ نقطه از كشور را امن ندانسته و جابجايي جمعيت را اصولاً درت نمي دانند و ادعا مي كنند كه اساساً‌اثرات سلاحها مانع جابجايي جمعيت مي گردند و تنها عامل سودمند در جنگ هاي آينده محفاظت شهروندان در محل اقامتگاه خودشان يا محل هايي كه به سرعت بتوانند در آنجا پناه بگيرند مي دانند . همچنين آنها معتقدند كه شرايط حفاظت در منطقه اصابت امكان پذير و منطقي نخواهد بود . اصول ساخت پناهگاه در كشور سوئيس تقريباً مشابه كشور آلمان و به شرح زير است :

الف ) وجود پناهگاه در جوار مسكن مربوطه براي هر نفر تا سال 1990

ب ) مساوي بودن همه براي داشتن پناهگاه

پ ) لزوم وجود پناهگاههاي عموي و چند منظوره به تعداد لازم در نقاط مناسب كشور

ت ) اجباري بودن ساخت پناهگاه در واحدهاي خصوصي با مشاركت مردم و تشويق مالي دولت ( فعلاً پناهگاههاي كافي براي 90% مردم وجود دارد )‌ .

ث ) ممنوع بودن تخليه شهروندان در هنگام حملات

ج ) پناهگاه به محلي اطلاق مي گردد كه ....

* قابليت مقابله با اثرات حملات شيميايي ، هسته اي و ميكروبي را دارا باشد .

* هوابندي شده و مجهز به دستگاههاي فيتر و هوادهي باشد .

* امكانات اقامت براي 7 تا 14 روز را داشته باشد .

* ساختار آن از نوع بتن مسلح و در زيرزمين احداث و قادر به تحمل فشاري معادل 1 تا 2 اتمسفر ( 1 تا 3 كيلوگرم بر سانتي متر مربع ) باشد .

* نمونه پناهگاه خصوصي :

نمونه اي از يك پناهگاه خصوصي احداث شده در يك مجتمع مسكوني با ظرفيت 50 نفر در شكل ( شماره 1) صفحه 25 نشان داده شده است . مشخصات اصلي و مهم اين پناگاه به شرح زير است :

1 ) پوشش يكپارچه ، تماماً از بتن مسلح و مقاومت آن در برابر فشار ، مساوي و يا بيش از يك اتمسفر بوده و ضخامت اين پوشش 30 سانتي متر است .

2 ) در زيرزمين قرار گرفته است ( زيرزمين ساختمانهاي جديد و يا ساختماني مكعب شكل در زير   باغچه )‌

3 )‌ يك مترمربع مساحت و 5/2 مترمكعب فضا به ازاء هر نفر دارد .

4) تهويه ،‌معادل 6 مترمكعب در ساعت هواي تازه به ازاء هر فرد از طريق فيلترهاي تصفيه هوا ،‌با فوق فشاري معادل 5 الي 15 ميليمتر آب

5 ) حداقل 2 تا 4 ليترآب آشاميدني درروز به ازاء هر فرد ، هيچ گونه آبي براي شستشو پيش بيني نشده است .

6 ) نور : تقريباً‌30 لوكس به ازاء هر نفر ( 1 لوكس =   وات به ازاء‌ هرمترمربع نور قابل رؤيت است ) .

7 ) سروصدا در حدي كمتر از 65 دسيبل (‌db)

8 )‌ 2100 كيلوكالري غذا در روز به ازاء هر فرد

9 ) توالت هاي خشك جداگانه

10) مقداري دارو ( داروهاي ضد بي خوابي ،‌مسكن سردرد ، سوء هاضمه و ... )

چنين پناهگاهي ( 1 اتمسفر) مي تواند ،‌حفاظت در برابر موارد زير را تأمين كند :

الف ) موج انفجار

ب )‌ تشعشات اوليه اتمي ( تشعشع گاما و نوترن ها )

پ )‌ تشعشع حرارتي (‌حدود يك سوم انرژي بمب )

ت ) تشعشعات ثانويه هسته اي (‌ريزش مواد راديواكتيو )

ث ) بمب هاي معمولي ( جز در مورد اصابت مستقيم )

ج ) اثرات ثانويه جنگ افزارها (‌ريزش ،‌آتش ، غيره )

* آموزش دفاع غيرعامل :

آموزش فنون دفاعي در نزديك به 70 مركز در سراسر كشور سوئيس انجام مي گيرد . همان طور كه قبلاً‌نيز گفته شد انجام خدمات دفاع غيرعامل براي كليه مردان 20 تا 60 ساله با بنيه و سلامت جسمي كافي كه در خدمت نيروهاي مسلح نيستند اجباري است . زنان و جوانان ذكور بين سنين 16 الي 20 سالگي نيز مي توانند به طور داوطلبانه در فعاليت هاي دفاعي مذكور مشاركت نمايند . دوره آموزش شامل يك دوره 5 روزه مقدماتي و بعد از آن سالي دو روز مي باشد . دوره خدمت كارشناسان و مسئولان رده بالا سالانه 12 روز است ،‌در عين حال گذراندن دوره هاي آموزشي اختصاصي براي مسئولان پيش بيني شده است .

*‌وضعيت كنوني برنامه دفاع غيرعامل كشور سوئيس  :

برنامه دفاع غيرعامل كشور سوئيس از اوايل دهه سال هاي 1960 با جديت هرچه تمام تر آغاز شد . در آغاز سال 1981 ،‌افراد مقيم در سوئيس همگي از فضاي پناهگاهي برخوردار بودند با اين حال فقط سه چهارم كل افراد مورد بحث مي توانتسند از پناهگاههاي كاملاً حفاظت شده استفاده كنند البته تا اواسط دهه سال هاي 1990 ميلادي كمبود پناهگاه كاملاً‌مرتفع شده است و آنچه در اين فاصله بايد ساخته شود عمدتاً باقيمانده پناهگاههاي همگاني است كه طبعاً تابحال در اين مورد به نتيجه مطلوب رسيده اند .

* يوگسلاوي سابق : ( جمعيت فعلي بالغ بر 23 ميليون نفر )

*‌اقدامات يوگسلاوري در مورد كنترل بحران و كاهش آسيب پذيري ها :

( جنگ 11 هفته اي سال 1999 ناتو عليه يوگسلاوري )‌

جمهوري فدرال يوگسلاوي به منظور كاهش آسيب پذيري ها ،‌اقداماتي را پيش بيني و اجرا نمود كه در نتيجه ، عليرغم تحمل سنگين ترين بمباران ها در مدت 78 روز توانست به كمترين تلفات و ضايعات نظامي ، از بحران خارج شود هرچند كه ضربات وارده بر ساختارهاي اقتصادي اين كشور بسيار شديد بوده و نياز به سال ها زمان و ميلياردها دلار هزينه جهت ترميم دارد .

درهرحال اهم اقدامات انجام شده توسط دولت بلگراد در زمينه كنترل بحران و كاهش آسيب پذيري ها را مي توان به شرح زير خلاصه نمود :

1 – تأمين نيازمنديهاي غذايي در داخل كشور و نيز داشتن ذخاير كافي موجب گرديد آن كشور در اين زمينه در طول بحران با مشكل عمده اي مواجه نگردد .

2 – كنترل بازار،‌جلوگيري از سوء استفاده سودجويان ،‌كنترل شديد قيمت ها ، برخورد جدي با محتكرين و برهم زنندگان توازن عرضه و تقاضا

3 – جيره بندي اقلام حياتي و حساس مانند بنزين

4 – اجتناب مردم از تغيير رويه مصرف به دليل وقوع جنگ و حفظ تعادل بازار مانند شرايط عادي و خودداري از خريدهاي اضافي و ذخيره سازي بي مورد كه در اغلب مواقع موجب كمبود و تنش در بازارمي گردد .

5 – الزام كلية بانكهاي كشور به گزارش ميزان نقدينگي ( پول رايج و ارز) در پايان هر روز به مقامات اقتصادي به منظور تصميم گيريهاي صحيح و بموقع

6 – انجام اقداماتي مانند استتار ،‌اختفاء ، پراكندگي ، استفاده از سنگرها و شيلترهاي مستحكم بجا مانده از دوران جنگ سرد و رعايت اصول حفاظتي و تحرك و جابجايي مناسب و سريع نيروها

علاوه بر اقدامات فوق كه توسط دولت بلگراد انجام گرفت ،‌وجود زمينه هاي زير موجب مقاومت بيشتر مردم يوگسلاوي گرديد :

1 – علاقمندي همه مردم كشور براي ايستادگي در مقابل نيروهاي مهاجم و داوطلب بودن جوانان براي اعزام به خدمت و تأمين نيازهاي ارتش ،‌گفتني است كه اعزام جوانان به سربازي نوعي افتخار براي خانواده ها محسوب مي شد تا جايي كه در مواقع اعزام به سربازي ،‌جشن بزرگي براي آنها برگزار مي گرديد .

2 – وجود ساختمانهاي مستحكم كه اغلب با سنگ و بتن ساخته شده و در مقابل بمباران بسيار مقاوم بودند .

3 – كوهستاني بودن كشور و وجود جنگل هاي انبوه كه شرايط لازم را براي اقدامات پدافند غيرعامل فراهم مي نمود .

4 – تأمين نيازهاي حفاظتي ارتش توسط مردم داوطلب تا جايي كه شب ها تا صبح بر روي پلها و اماكني كه وجود آنها براي جنگ حياتي بود نگهباني مي دادند و از آن محل ها مراقبت مي كردند .

5 – استفاده مردم از پناهگاهها به طور وسيع و فراهم بودن امكانات زندگي در اين نوع تأسيسات ،‌تعطيل نمودن مدارس و دانشگاهها از ابتداي جنگ تا پايان آن كه اين امر در كاهش تلفات انساني بسيار مؤثر بوده است . ضمناً‌ مكانهاي تخليه شده در اختيار ارتش قرارمي گرفت .

6 – آگاه نمودن بموقع مردم قبل از حلات هوايي و تعطيل شدن فعاليت ها در مجتمع هاي كارگري و ساير اماكن و رفتن به مكان هاي امن با استفاده از سامانه هاي اعلام خبري كه همزمان در سطح تمام نقاط شهر بلگراد فعال مي شد .

7 – استفاده وسيع از امكانات مردمي ، دولت به كليه افراد و شركتهايي كه كاميون و جيپ وارد مي كردند از نظر اخذ عوارض گمركي تخفيف قائل مي شد و در مقابل از آنان تعهد مي گرفت كه در زمان جنگ اين وسايل را در اختيار ارتش قرار دهند .

*‌اقدامات پدافند غيرعامل در يوگسلاوي ( سابق ) :

جمع بندي كليه اخبار و اطلاعات واصله نشان دهنده اين است كه عمده تلاش هاي ارتش بلگراد در مقابله با حملات ناتو بر پدافند غيرامل متمركز بوده است . مهمترين تلاش هاي مذكور را مي توان به شرح زير عنوان نمود :

الف – استفاده از استتار ،‌اختفاء ، فريب و انبوهي از اهداف كاذب

ب – جابجايي سريع و مداوم يگان ها ،‌تجهيزات عمده و يگان هاي پدافند هوايي

پ – استفاده از تفرقه زياد نيروها و تجهيزات ،‌هدايت موشك هاي ضد رادار به سمت اجاق هاي ماكروويو و امواج كاذب راداري

ت – استفاده وسيع از سنگرها ،‌آشيانه ها و پناهگاههاي به جا مانده از دوران جنگ سرد و هدايت هواپيماهاي مهاجم به سمت اهداف به ظاهر واقعي

ث – استفاده از اماكن عمومي غيرنظامي براي پنهان ساختن تجهيزات با توجه به محدوديت بمباران اين اماكن توسط ناتو مانند بيمارستانها ،‌منازل بزرگ تخليه شده ،‌مدارس ،‌دانشگاهها و...

ج – استفاده از شبيه سازي و ساختن ماكت هاي فراوان براي فريب ناتو

چ – شبيه سازي با استفاده از امواج الكترومغناطيسي كه موجب فريب رادارهاي ناتو مي گرديد ،‌دولت بلگراد با تأسيس يك پايگاه بسيار پيشرفته كه به احتمال زياد از ديگران كمك گرفته بود توانست در تمام مدت جنگ اختلالاتي را در اقدامات عملياتي ماهواره ها و آواكس هايي كه هواپيماها و موشك ها را هدايت مي كردند ايجاد نمايد .نيروي هوايي يوگسلاوي در چند كيلومتري پايگاه هوايي ( باتينيستا) در حومه شهر بلگراد ماكت هاي زيادي از انواع هواپيماهاي شكاري را در جنگل متفرق نموده بود و ناتو نيز اغلب اين مناطق را بمباران كرده بود . انجام اين اقدامات فريبنده توسط ارتش يوگسلاوي تا حد زيادي موجب تقليل ضايعات و تلفات وارده نيز گرديده بود .

ح – اقدامات كنترلي شديد توسط نيروي انتظامي در هرشرايط به منظور مخفي نگه داشتن اطلاعات مربوط به اماكن اختفاء تجهيزات

خ – نيروي هوايي ارتش بلگراد به منظور كاهش آسيب پذيري تجهيزات خود در پايگاه ( باتينيستا) بسياري از نقاط اين پايگاه و حتي روي باند را با ريختن ماسه و لاستيك هاي فرسوده به ارتفاع حدود 2 متر پوشانده بود و بعضاً گزارش شده است كه ارتش براي انتقال هواپيماها حتي از تراكتور استفاده نموده است .

د – ارتش بلگراد در جنگل هاي مجاور پايگاههاي نظامي با ريختن قير ، تظاهر به جاده سازي نموده و با قراردادن تعداد زيادي ماكت به صورت ستون در اين جاده هاي فريبنده ، هواپيماهاي شناسايي ناتو را گمراه مي گرده است .

* اقدامات امنيتي و حفاظت اطلاعات :

دولت بلگراد به منظور اجراي موفقيت آميز طرح هاي پدافندي خود اقدامات زيادي را در زمينه حفاظت اطلاعات به عمل آورده بود به گونه اي كه عليرغم برخورداري ناتو از پيشرفته ترين امكانات اطلاعاتي مانند ماهواره هاي جاسوسي ،‌انواع هواپيماهاي پيشرفته شناسايي ، هواپيماهاي بدون خلبان عناصر اطلاعاتي نفوذي بازهم در كشف و شناسايي اهداف مورد نظر با مشكلاتي مواجه بودند و اين امر نشان مي داد كه اقدامات حفاظتي با كمترين هزينه ولي با آموزش خوب به سادگي قابل اجرا و از كارايي خوبي برخوردار بوده و مي تواند در برابر پيشرفته ترين تجهيزات و امكانات دشمن به نحو چشمگيري مؤثر واقع گردند .

* اهم اقدامات حفاظتي كه صرب ها در برابر ناتو به عمل آورده اند به شرح زير مي باشد :
1 – استفاده از اقدامات دفاع غيرعامل از قبيل استتار و اختفاء در سطح وسيع

2 – اقدامات حفاظتي و امنيتي شديد از شروع تا خاتمه درگيري كه توانست كمك فراواني در مخفي نگه داشتن مكان هاي حساس مورد نظر داشته باشد .

3 – انجام نقل و انتقال ستون ها و جابجايي تجهيزات نظامي عمدتاً در ساعات پاياني شب به منظور پيشگيري از بهره برداري اطلاعاتي عوامل ستون پنجم دشمن

4 – محاصره اماكن مورد اصابت واقع شده توسط نيروهاي پليس و نظامي به منظور جلوگيري از پخش اخبار مربوط به آمار واقعي تلفات و ضايعات

5 – اعمال محدوديت هاي شديد براي ورود خبرنگاران خارجي به كوزوو و اعمال سانسور بر رسانه هاي داخلي به منظور عدم پخش اخبار واقعي از اين كشور

* تحليل عمليات طوفان صحرا و نبرد كوزوو :

آمريكايي ها معترفند كه آنچه امروزه مي تواند تهديدي براي آنها به شمار آيد تجهيزات نظامي پيشرفته نيست ، بلكه هوش و ذكاوت دشمناني است كه با اعتماد به نفس و ابتكار عمل مي توانند با استفاده از ابتدايي ترين امكانات كه تصور آن نيز مشكل است ، چالش هاي بزرگي را در پيش روي نيروهاي آنها قرار دهند .

بررسي دو جنگ اخير ، يعني عمليات طوفان صحرا و نبرد كوزوو خود گواه صدق اين مطلب مي باشد . عراق با وجود دسترسي انبوه به انواع سامانه هاي پدافندي و توپخانه ضدهوايي كه خود مستلزم صرف هزينة‌گزاف و زمان قابل ملاحظه براي آموزش و بكارگيري آنهاست نه تنها چالشي را در پيش روي متحدين قرار نداد بلكه تبديل به يك هدف اشتهابرانگيز شد كه خلبان ها آن را به يك سفرة رنگين تشبيه مي كردند . در مقابل نيروهاي صرب توانستند با استفاده از ابتدايي ترين امكانات كه تأمين و بكارگيري آنها چه از نظر هزينه و زمان و چه از نظر محدوديت هاي نگهداري و راه اندازي قابل مقايسه با سامانه هاي پدافندي عراق نبود ، به موفقيتي نايل آيند كه نيروهاي عراقي به كسري از آنهم نرسيدند . استفاده از اجاق هاي ماكروويو كه تله كارسازي براي موشك هاي ضدرادار هارم محسوب مي شد ، نمونه اي از تيزهوشي ،‌خلاقيت و استفاده بهينه از امكانات موجود در راستاي اهداف از پيش تعيين شده بود .

نيروهاي صرب با بررسي دقيق عملكرد نيروهاي متحدين درعمليات طوفان صحرا ، وارد يك نبرد به حقيقت نامتقارن با دشمن خود شدند . اين نيروها با بهره گيري شايسته از شرايط اقليمي و جوي كشور خود و با اتخاذ تاكتيك هاي فريب ، جابجايي ، ايجاد خطوط امن ارتباطي مقاوم در برابر حملات هوايي ، عدم تكيه بر روش هاي سنتي و شناخته شده ، بررسي و تحليل دقيق توانمندي هاي دشمنان خود و ارائه راهكارهاي عملي درخصوص هر يك ،‌هماهنگي و فرماندهي و كنترل متمركز و اجراي غيرمتمركز مبتني بر ابتكارات شخصي و بسسيار از موارد از اين دست ،‌توانستند دشمنان مغرور و سرمست از پيروزي خارج از تصور در عمليات طوفان صحرا را در برابر يك چالش غيرقابل انتظار قرار دهند . انتشار امواج رادارهاي كنترل آتش به صورت مقطعي و كوتاه و تنها به منظور اجراي آتش و يا تحريك هواپيماها به پرتاب موشك هاي ضدرادار و قطع فوري امواج راداري و جابجايي و ترك موضع و هدايت موشك هاي ضدرادار به سمت امواج كاذب و اختفاء در يك نقطه امن از پيش تعيين شده ،‌استفاده از انبوهي از اهداف كاذب با رعايت تمام فاكتورهاي مربوطه و گسترش موشك هاي دوش پرتاب براي اجراي يك درگيري آسان در ارتفاع پايين با هواپيماها ، به ارتقاي توان رزمي نيروهاي صرب كمك شاياني نمود . نيروهاي صرب در طول 78 روز جنگ هيچگاه اجازه انهدام رادارهاي اخطار اوليه و خطوط ارتباطي را ندادند .

هنگامي كه تهديد در شمال كوزوو مطرح شد ، رادارهاي اخطار اوليه در جنوب با استفادهاز خطوط ارتباطي خود داده هاي لازم لازم را درخصوص اهداف به تمام عناصر درگير در نبرد مي رساندند و هنگامي تهديد در جنوب خودنمايي مي كرد همين اقدام را رادارهاي اخطار اوليه در شمال انجام مي دادند . در صورتي كه تهديد هر دو نقطه را در شمال و جنوب در معرض خطر قرار مي داد فعاليت شديد امواج راداري كاذب و اهداف فريبنده موجب سردرگمي هواپيماها در اقدامات خود مي شد . نيروهاي صرب در عملكرد خود نشان دادند كه به خوبي درس هاي برگرفته از عمليات طوفان صحرا را آموخته اند و ديگر به دشمن اجازه تكرار حوادث گذشته را نمي دهند . بي ترديد ميزان اختلاف فناوري ميان هواپيماهاي جنگي غرب و تسليحجات آنها و سامانه هاي پدافند موشكي رايج در كشورهاي عراق و يوگسلاوي بيش از اندازه اي است كه امكان بكارگيري معمول آنها را در مصاف با هواپيماها بدهد .

از همين رو اتخاذ تاكتيك هاي جديد و ابتكار و اصلاح سامانه هاي پدافندي موجود مي تواند تا حدي راهگشاي معضل اختلاف سطح فناوري باشد .

نيروهاي صرب با علم به اين مسئله سامانه هاي خود را حتي الامكان اصلاح نمودند و آنها را در قالب تاكتيك هاي جديد بكار گرفتند . از جمله اقدامات اصلاحي مي توان به جايگزيني سامانه هدايت موشك سام – 6 با يك دوربين دست ساز ، تقويت توانمندي هاي اپتيكي سامانه ها، افزايش تحرك پذيري آنها واجراي آتش با كمترين ميزان ارسال امواج كنترل آتش با كمترين ميزان ارسال امواج كنترل آتش وهدايت موشك اجراي آتش بدون ارسال امواج وهدايت به صورت اپتيكي وانفجار سرجنگي موشك براساس يك زمانبندي مشخص ونيز پرتاب موشك ها به صورت تركيبي وانبوه اشاره كرد.يكي ديگر از اقدامات جالب توجه صرب ها در مقبله با هواپيماهاي مهاجم هموار سازي مسير براي تقرب آسان آنها به سمت اهداف به ظاهر واقعي بود، نيروهاي صرب كه از پيش اهداف ارزشمند را مخفي كرده ودر مقابل اهداف كاذب را جايگزين آنها كرده بودند، دغدغه ايدر خصوص حملات سهمگين متحدين نداشتند.امّا صرب ها پس از آنكه هواپيماها ، مهمات خود را بر روي انبوهي از اهداف كاذب فرومي ريختند وموشك هاي ضد رادار را به سمت اجاق هاي ماكروويو وامواج كاذب را داري رها مي كردند، در هنگام فرار آنها از منطقه ، به صورت هماهنگ به سمت قرباني خود در آرايش پروازي هواپيماها، حمله كردند وآن را در معرض انبوهي از موشك هاي زمين به هوا قرار مي دادند.معمولاً اين قرباني هواپيمايي بود كه در وسط آرايش پروازي قرار داشت وامكان مانور آن در دستهُ پروازي همانند هواپيماهاي جناحين مقدور نبود ويا آنكه آخرين هواپيمايي بود كه امكان برخورداري آن از پوشش ساير هواپيماها وجود نداشت وخلبانان آن نيز كم تجربه بودند.سطح پايين سوخت هواپيماها در هنگام بازگشت ونيزكمبود مهمات ، مانع درگيري موثر آن با مواضع پدافندي واجراي مانور تهاجمي مي شد. عراق در سال 2003 در مواجه با حملات نيروها ي متحد مدعي شد كه با تجارت بدست آمده از جنگ خليج فارس در سال 1991 و جنگ نيروهاي متحد در كوزوو در سال 1999 آموخته است كه چگونه بايد با هواپيماهاي مهاجم درگير شود . عراق در اين سال از تاكتيك هاي اختفاء و استتار و عدم انتشار امواج راداري بهره گرفت اما نيروهاي آمريكايي و انگليسي كه در سال 1991 كمتر از هواپيماهاي بدون سرنشين استفاده كرده بودند با بهره گيري از هواپيماهاي بدون سرنشين مجهز به موشك هاي هل فاير توانستند براين تاكتيك عراق فائق آيند البته آشفتگي هاي عراق در ساختار بكارگيري تجهيزات پدافندي در اين عمليات مانع اتخاذ يك تدبير مناسب مي شد با اين وجود آنچه كه حائز اهميت است علم به تغيير و تحول مستمر صحنة نبرد و اتخاذ تاكتيك هاي مناسب با آن مي باشد .

* اقدامات پدافند غيرعامل نيروهاي صرب :

1 – حذف آتشبارهاي ثابت و غيرقابل تحرك از مجموعة‌تجهيزات پدافندي و استقرار آنها در نقاط امن

2 – افزايش اقبليت تحرك پذيري تجهيزات پدافندي و اجراي آموزش هاي تحرك پذيري و چگونگي جابجايي سريع و رعايت اصول آن

3 – حفظ پراكندگي تجهيزات و تمركز زدايي

4 – تأكيد كمتر بر استفاده از امواج رادارهاي كنترل آتش و استفاده از رادارهاي غيرفعال به جاي رادارهاي فعال و ارائه يك برنامه مناسب براي اعمال مديريت بر كنترل امواج رادارها

5 – افزايش قابليت تعميرپذيري خطوط ارتباطي و ايجاد خطوط ارتباطي رزرو

6 – استفاده از چندين رادار اخطار اوليه و برقراري ارتباط بين آنها و ارائه داده هاي اهداف به واحدهاي عمل كننده به گونه اي كه در شرايط وجود پارازيت و عدم امكان فعاليت يك يا چند رادار اخطار اوليه امكان فعاليت و استفاده از ساير رادارها وجود داشته باشد .

7 – استفاده از اهداف كاذب و فريبنده و تشكيل واحدهايي كه در خصوص استقرار و جابجايي آنها از آموزش هاي لازم برخوردار باشند .

8 – انتشار امواج كاذب و اشباع فضا از چنين امواجي به منظور ناكام گذاردن هواپيماهاي دشمن در تشخيص امواج حقيقي از كاذب

در كشور بزرگي مانند چين كه به عنوان يك قدرت نظامي در جهان محسوب مي شود اقدامات مربوط به پدافند غيرعامل به نحو احسن صورت مي گيرد . بيان عملكرد كشور چين در مورد دفاع غيرعامل از اين جهت مهم است كه بدانيم كشوري با توانمندي هاي چين نيز به آن اندازه خود را مصون نمي داند كه از تمهيدات دفاع غيرعامل بي نياز باشد .

در كشور بزرگ و قدرتمند چين اصول و مباني دفاع غيرعامل به خوبي رعايت مي گردد . در مناطق شهري چين به ويژه پكن در مجتمع هاي مسكوني بزرگ پناهگاه ساخته مي شود . پناهگاههاي ساخته شده در پكن و شانگهاي به دو قسمت تقسيم مي شوند . يك سري پناهگاهها كه در داخل مجتمع هاي مسكوني بزرگ و سفارتخانه ها ايجاد گرديده است و بخش ديگري از اين پناهگاه به صورت عمومي ساخته شده است . پناهگاههاي عمومي د رحال حاضر جهت مصارف و كاربردهاي ديگري مورد استفاده قرار مي گيرند . از اين پناهگاهها د رحال حاضر به عنوان فروشگاههاي بزرگ استفاده مي گردد . بخش ديگري از پناهگاههاي زيرزميني طبقات پايين ساختمانهاي بلند مي باشند . در شهر پكن بيشتر مجتمع هاي مسكوني يا تجاري ساخته شده در سالهاي اخير داراي چندين طبقه پايين تر از همكف نيز مي باشند كه در حال حاضر كاربري آنها بيشتر به عنوان پاركينگ است . در ميدان مركزي شهر شانگهاي يك پناهگاه بسيار بزرگ ساخته شده است كه ابعاد آن بيش از 500 متر در 500 متر مي باشد . اين پناهگاه در چند طبقه و در زير ميدان مركزي شهر شانگهاي ساخته شد و كاربري آن در حال حاضر به صورت يك فروشگاه بسيار بزرگ است . اين پناهگاه از پايين به مراكز مديريت شهر شانگهاي راه دارد . طبقه اول زيرزمين يك مجتمع بسيار تجاري و طبقه دوم زيرزمين پاركينگ است . اين مجتمع از پايين به شبكه مترو متصل مي شود و درهاي خروجي اين مجتمع از جنس فولاد با قطر حدود 10 سانتي متر مي باشد .

لازم به دكر است كه شهر شانگهاي يك شهر بندري بوده و در صورت حفر زمين ، به سرعت در آن آب جمع مي شود و هزينه انجام اين گونه فعاليتهاي عمراني در آن بسيار بالا مي باشد .

در شهرهاي بزرگ چين هر دو نوع منابع خطر داخلي و خارجي در نظر گرفته شده است . در طراحي خيابانهاي پكن و ساير شهرهاي بزرگ چين به گونه اي برنامه ريزي شده كه شهر از لحاظ منطقه اي به قسمت هاي كوچكي تبديل شده و مرز بين بحران هاي داخل نظير بحران دانشجويان در ميدان تيان ان من ،‌اين مناطق به سرعت محاصره شد و از گسترش تشنج به ساير مناطق جلوگيري مي شود و يا مناطق درگير بحران به سرعت كنترل خواهد شد .

در هنگام ساخت پالايشگاه ،‌محل ذخيره سوخت بويژه بنزين به نوعي انتخاب مي گردد در صورت اصابت يك موشك يا بمب به آن و تخريب مخزن ،‌تمامي پالايشگاه به آتش كشيده نشود ، يا هنگام طراحي و ساخت جاده براي نقاط كليدي مسير از قبيل تونل و پل هاي بزرگ و اساسي مسيرهاي جايگزين تعيين مي شود يا مجتمع هاي دفاعي به گونه اي مكان يابي مي گردند كه در صورت اصابت موشك و بمب به آنها آلودگي ناشي از آنها محيط زيست و مناطق اطراف را الوده ننمايد .

نموه ديگر از فعاليت مربوط به دفاع غيرعامل در چين استفاده از روش هاي سياسي توسط دولت اين كشور براي جلوگيري از ايجاد هرنوع تنش در روابط چين و ساير كشورها بويژه آمريكا مي باشد . در اين زمينه مي توان به سقوط هواپيماي جاسوسي آمريكا در چين و يا كشف وسايل استراق سمع در هواپيماي جاسوسي آمريكا در چين و يا كشف وسايل استراق سمع در هواپيماي بوئينگ مخصوص رهبر چين اشاره كرد كه رهبر جين اعلام كرد چين هيچ گونه اطلاعات محرمانه اي ندارد و به سرعت به بحران فوق خاتمه داد .

نوع ديكر پدافند در سطح شهرهاي چين ،‌جذب سرمايه هاي خارجي به منظور ايجاد امنيت مي باشد . چين از جمله كشورهايي است كه جذب سرمايه هاي خارجي در آن بسيار بالاست و لذا در صورت وجود تهديدات خارجي كشورهاي داراي سرمايه با منابع خطر مقابله خواهند نمود و اين امر باعث ثبات بيشتر مي گردد . در شهر پكن يك مجتمع بزرگ مسكوني ، بيمارستاني و تجاري مشاهده شد ك با سرمايه گذاري دو ميليارد دلاري يك شخص خارجي احداث گرديده است .

2 – پدافند غيرعامل در ايالات متحده آمريكا

پدافند غيرعامل در ايالات متحده آمريكا در اواخر دهه 1950 ميلادي و اوايل دهه 1960 ميلادي و پس از بروز بحران بزرگ در روابط دو ابرقدرت شرق و غرب به عنوان يك موضوع عمومي اهميت يافت .

در سال هاي رياست جمهوري كارتر و ريگان پدافند غيرعامل با تأكيد بر دلايل سه گانه زير مجدداً در كانون توجه دولتمردان ايالات متحده قرار گرفت .

الف )‌ پدافند غيرعامل جزء‌مهمي از راهبرد بازدارندگي است .

ب ) پدافند غيرعامل ابزار مفيدي براي مديريت بحران است .

ج ) پدافند غيرعامل نقطه كانوني بقاي كشور محسوب مي شود .

دلايل موضوع بندهاي الف و ب در قالب دستورالعمل شماره 41 رياست جمهوري 41 – PD و دليل اين موضع بند ج در قالب دستورالعمل شماره 26 تصميمات امنيت ملي NSDD 26 همراه با يكديگر مقاصد يكديگر از پدافند غيرعامل را ساماندهي نمودند .

3 – پدافند غيرعامل در كره شمالي

يكي از كشورهايي كه از تدابير پدافند غيرعامل خيلي زياد استفاده كرده ، كره شمالي است . اين كشور با احداث تونل هاي زيرزميني به عمق 80 تا 100 متر زير ارتفاعات آذرين و آتش فشاني تأسيسات خود را مخفي كرده است . از تونل هايي كه به عنوان آشيانه هواپيما استفاده مي كند به طوري كه در مدت زمان كوتاهي جهت اجراي عمليات آماده هستند .

طراحي و ساخت درب هاي ضد انفجار براي جلوگيري از نفوذ سلاح ها و مواد شيميايي از جنس كامپوزيت از ديگر اقدامات كره شمالي است .

4 – پدافند غيرعامل در انگلستان

توسعه پدافند غيرعامل در انگلستان مربوط به تجارب حاصل از دفاع غيرنظامي در دوران جنگ جهاني دوم است . به عموم مردم گفته مي شود كه در شرايط جنگي « در خانه بمانند » و يك پناهگاه مناسب بسازند ،‌نقش دولت ، سازماندهي اعلام خطر و هدايت و بازيابي پس از حمله است . استدلال هاي راهبردي به منظور تبيين لزوم پدافند غيرعامل در انگلستان در دو لايه به ترتيب زير معرفي شده اند :

الف - « بازدارندگي » از تهاجم به انگلستان از طريق اتكاء به قدرت هسته اي و عشويت در پيمان اتلانتيك شمالي ( ناتو)

ب - « مديريت بحران » به منظور حفظ و بقاي كشور در زمان صلح

از اوايل دهه 1970 و تا پيش از حوادث 11 سپتامبر 2001 ميلادي جنبه غيرتهاجمي در برنامه هاي دفاعي انگلستان مورد توجه و تأكيد بيشتري قرار داشته است اما با توجه به تغيير رفتار سياست خارجي اين كشور و پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 ميلادي اين نگرش به طور چشمگيري تغيير نموده و تمايلات تهاجمي زيادي منطبق بر سياست حملات پيشگيرانه كه در واقع همان نظريه معروف بهترين دفاع حمله است ، پديدار شده است .

6 – پدافند غيرعامل در روسيه ( شوروي سابق )

برنامه پدافند غيرعامل شوروي سابق بزرگترين برنامه پدافند غيرعامل درجهان است .

پدافند غيرعامل در اتحاد جماهير شوروي سابق در دو قياس مورد توجه قرار گرفته است .

 1 – تأمين پناهگاههاي عمومي و جمعي

2 – تأمين حفاظت فردي

در هر دو روش فوق پيش بيني هاي لازم براي مواقعي كه امكان تخليه جمعيت وجود نداشته باشد و نيز براي شرايط وقوع يك حمله هسته اي قريب الوقوع در نظر گرفت شده است .

نكته مهم در برنامه هاي پدافند غيرعامل اين كشور آن است كه اولويت اول در كليه تمهيدات پدافندي به مراكز شهري و صنعتي داده شده است .

تا اواخر دهه 1960 ميلادي و قبل از تجهيز اتحاد جماهير شوروي به سلاح هاي هسته اي به دليل ناتواني اين كشور به اتكا به نيروي بازدارنده سلاح هاي هسته اي ، پدافند غيرعامل بخشي از تلاش اين كشور به منظور جبران آسيب پذيري محسوب مي گرديد .

با كسب توانايي هسته اي ، تضمين امنيت شوروي مبتني بر تضمين انهدان كامل حريف ،‌مبدل به راهبرد اصلي پدافند غيرعامل اين كشور گرديد .

اصلي ترين استدلال اتحاد جماهير شوروي سابق در رابطه با برنامه هاي پدافند غيرعامل « حفظ و بقاي كشور » بوده است .

ولي با اين وجود تحليل گردان غربي استدلال هاي « بازدارندگي و مديريت بحران » را نيز از ديگر استدلال هاي نيرومند در رابطه با اين گونه برنامه ها دانسته اند كه به نوبه خود رقابت آميز و تهديد كننده بوده اند .

7 – پدافند غيرعامل در رژيم صهيونيسيتي

علاوه بر كشورهاي ايالات متحده آمريكا ،‌ اتحاد شوروي سابق ، انگلستان و سوئيس ،‌ديدگاههاي فكري رژيم صهيونيستي به عنوان كشوري كه از بدون تأسيس تاكنون به درجات مختلف درگير جنگ و تهديدات نظامي بوده است و نيز دارنده يكي از جامع ترين قوانين دفاع غيرعامل در جهان شناخته شده است لازم به نظر مي رسيد .

دولت رژيم صهيونيستي از هنگام تشكيل در سال 1948 ميلادي در ميان همسايگان عرب مسلمان همواره با مسائل ناامني به ويژه در نواحي مرزي مواجه بوده است از اين رو پدافند غيرعامل بخش مهمي از حفاظت اين كشور بوده است .

قانون دفاع غيرعامل رژيم صهيونيستي يكي از جامع ترين قوانين دنيا است . يك سيستم عالي اعلام خطر حمله در آنجا وجود دارد كه نمايانگر اهميت زياد هشدار و اعلام خطر در نظام پدافندي اين كشور است . همچنين احداث پناهگاه با هدف مقابله با خطر در رژيم صهيونيستي اجباري است و به طوري كه 80 درصد مردم را مي توانند در برابر اثار حمله با سلاح هاي متعارف در خود پناه دهند .

در نظام پدافندي رژيم صهيونيستي برنامه ريزي براي تخليه وجود ندارد و فقط زماني كه خانه هاي مردم خراب شده باشد تخليه صورت مي گيرد ،‌اين امر حاكي از تأكيد بر اصل «‌آمادگي هميشگي براي   جنگ »است . در مباني فكري رژيم صهيونيستي ،‌حفاظت پناهگاهي و بازدارندگي در درجه اول اهميت قرار دارند و با توجه به سياست دولت نتانياهو مبني بر توزيع لباسهاي ضد حملات شيميائي ميان غيرنظاميان در دوراني كه احتمال حمله مجدد عراق به رژيم صهيونيستي وجود داشت ،‌مديريت بحران نيز در دستور كار پدافند غيرعامل اين كشور وجود دارد .

  فصل سوم

آمايش سرزمين و جغرافيا 

آمايش در زبان فارسي به معناي آراسته كردن ،‌آراستن و زينت دادن مي باشد و آمايش سرزميني به تنظيم رابطه بين انسان ، فضا و فعاليت هاي انسان در فضا به منظور بهره برداري منطقي از جميع امكانات علم و تجربه در طول زمان مي پردازد .

در حقيقت آمايش ، ساماندهي مطلوب فضا در جهت نيل به اهداف و راهبردهاي جامع ملي است كه در راستاي آرمان هاي جامعه قدم برمي دارد .

هدف اين ساماندهي ايجاد عدل و قسط در جامعه است زيرا كار آمايش تأمين نيازهاي بشري است . اين نيازها مي توانند جنبه هاي اقتصادي ، دفاعي ، سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي و ... را بر برگيرند . با پيشرفت جوامع بشري نياز به شناخت منابع و توان هاي محيطي ( طبيعي و انساني ) نواحي و مكان هاي جغرافيايي از اهميت ويژه اي برخوردار مي شوند . ميزان دستيابي به اينگونه منابع در ارتباط مستقيم با ميزان اطلاعاتي است كه جوامع از محيط جغرافيايي خود بهره مند هستند . هر كشوري كه بتواند امكانات و مزيت هاي نسبي از سرزمين خود را بهتر بشناسد . در اجراي شكل دهي به فضاي سرزميني و به عبارت ديگر در فضاسازي موفق تر خواهد بود .

*‌تاريخچه آمايش :

اولين بار كه فكر برنامه ريزي آمايش در ايران مطرح شد ، به اواسط دهه 40 باز مي گردد . در بهمن ماه سال 1345 گزارشي تحت عنوان مسئله افزايش جمعيت شهر تهران و نكاتي پيرامون عمران كشوري توسط مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه تهران انتشار يافت .در آن زمان كشور فرانسه كه براي بازسازي هاي بعد از جنگ و مسائل ناشي از تمركز بيش از حد پاريس به اين نوع برنامه ريزي روي آورده بود . به عنوان يكي از كشورهاي با سابقه و پيشرو در اين زمينه به حساب مي آمد . عبارت ( عمران كشوري ) به كار گرفته شده در اين گزارش احتمالا" معادل Amenagement do Territoire كه به فعاليت آمايش سرزمين فرانسه اطلاق مي شد ، انتخاب شده بود .

بعد از اين گزارش سازمان برنامه و بودجه در اواخر دهه 40 با اعزام كارشناساني به فرانسه و دعوت از مديران مسئول اين مطالعات در فرانسه به ايران ، باب مذاكراتي را در اين زمينه باز نمود . در سال 135 مهندسان مشاور ستيران گزارش كوتاهي تحت عنوان بهره وري سرزميني با تنسيق سرزمين تهيه و به سازمان برنامه ارائه دادند . در اين گزارش مباحث و روش هاي آمايش سرزمين مطرح شده بود . در سال 1353 به دنبال تصويب قانون تغيير نام وزارت آباداني و مسكن به وزارت مسكن و شهرسازي ، وظيفه تهيه ( طرح جامع سرزمين )‌ به اين وزارتخانه محول شد .

* آمايش سرزمين در ايران :

در ايران به طور خلاصه از آمايش سرزمين مي توان به عنوان : ساماندهي مطلوب در جهت نيل به اهداف و راهبردهاي توسعه ملي نام برد . بنابر اين هدف كلي آمايش سرزمين ساماندهي فضا به منظور بهره وري        از سرزمين در چارچوب منافع ملي است . در اين تعريف اجزاء تشكيل دهنده فضا عبارتند از جمعيت ، فعاليت هاي اقتصادي ، اجتماعي و دفاعي محيط مي باشد . آمايش سرزمين در ايران براي تنظيم رابطه بين انسان ، فضا و فعايت هاي انسان در فضا انجام مي شود و لذا تأكيد خاصي بر ديدگاه فضايي (‌مكاني ، جغرافيايي ) در برنامه ريزي توسعه و تكامل ملي دارد . هدف و آرمان چنين ديدگاهي ( توزيع و تقسيم ) جمعيت و فعاليت هاي عمراني در پهنه سرزمين ،‌اجراي راهبردي بهزيستي براي فرد و جامعه ،‌استفاده مطلوب از منابع طبيعي و نيروي انساني در جهت كفايت اقتصادي و اجتماعي است . از مهمترين ويژگيهاي آمايش سرزمين مي توان به مواردي چون ، نگرش همه جانبه به مسائل ،‌آينده نگري ،‌درون نگري و نتيجه گيريهاي مكاني از محتويات راهبردي ،‌توسعه ملي به عنوان عامل پيوند برنامه هاي كلان و برنامه هاي منطقه اي اشاره نمود .

ناهماهنگي توسعه مناطق و نابرابريهاي نواحي موجود و نيز شهرنشيني شتابان وناهماهنگي توسعه شهر و روستا در اثر تمركز فعاليت هاي اقتصادي و تسهيلات خدماتي در شهرهاي كشور سبب جدايي كامل مناطق شهري و روستايي و تخليه روستاها از جمعيت و امكانات شده كه سبب گرايش دولت به آمايش سرزمين قبل از انقلاب اسلامي گرديد . نگاهي به سير تحولات نظام مسكوني و شهري كشور در اين زمينه بسيار گويا و روشن است .

* پيدايش انديشه آمايش سرزمين در ايران در حين بحرانهاي شهري :

در حالي كه بحران هاي شهري در حال انفجار بود ، در اواسط دهه 50 – 1340 فكر آمايش سرزمين در مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه تهران براثر مشاهده سربزرگ تهران بر جثة تحقيق ايران ، پديدار گشت و تمركززدايي مطرح شد و سرانجام در سال 1353 مركز آمايش سرزمين در سازمان برنامه و بودجه افتتاح گرديد و قرارداد مرحله نخست مطالعات آمايش سرزمين در سال 1354 ميان سازمان برنامه و بودجه با             مشاور ستيزان مبادله گرديد .

مهمترين دشواريهايي كه رژيم گذشته در سالهاي دهه 60 – 1350 با آن مواجه بود و آمايش سرزمين مدعي پاسخگويي و ارائه راه حل براي آنها بشود به شرح ذيل تعريف شد :

1 – تمركز سرمايه در بخش نوين و حاشيه اي شدن بخش سنتي

2 – رها كردن برخي از منابع طبيعي و فضاهاي بسيار گسترده ، همراه با بهره برداري افراطي توأم با تبديل همين منابع در مناطقي                            نتيجه آن تخريب محيط زيست بود .

3 – مهاجرت مهار نشده روستائيان كه به فقر نسبي مناطق بسيار گسترده  حاشيه اي مي انجامد .

4 – رشد شهري انفجارگونه همراه با تمركز توان هاي نوآوري و پويايي در شمار معدودي از شهرها و گسترش فضايي لجام گسيخته شهرهاي بزرگ

5 – ناتواني در مهار كردن رشد تهران و تمركز نيروهاي فعال كشور در استان مركزي ( كه در آن زمان تهران را نيز دربرداشت ) به زيان ديگر نقاط كشور

6 – هزينه هاي فزاينده اين رشد كه بخشي از آن بر دوش ديگر نقاط كشور بود ، تشديد نارابريها در سطح زندگي و شيوه معيشت شهرها و روستاها ميان استانها و ميان شهرهاي گوناگون

7 – مسير قهقرايي ساختارهاي اجتماعي ، ميراث ملي و ...

* آمايش سرزمين پس از انقلاب اسلامي :

در سال 1360 طرحهاي آمايش سرزمين براي اولين بار در جمهوري اسلامي مطرح گرديد و اولين نتايج مطالعات انجام شده در اواسط سال 1363 انتشار يافت . اگرچه در حين جنگ تحقق آن با عدم توفيق روبرو بود پس از اينكه در سال 1365 روش برنامه ريزي فضايي آمايش سرزميني در نظام برنامه ريزي كشور تصويب و سازمان برنامه و بودجه موظف به تهيه طرح تفضيلي آن گرديد متأسفانه پس از چند سال به دليل ابهام در جايگاه                 طرح آمايش ، مطالعات با ركود و توقف نسبي مواجه شد . سرانجام شوراي عالي اداري در سال 1371 وظيفه تهيه طرح آمايش سرزميني را به سازمان برنامه و بودجه و وظيفه تهيه طرحهاي كالبدي و منطقه اي را به وزارت مسكن و شهرسازي واگذار نمود . غفلت از آمايش سرزميني و تمركز گرايي و دولت سالاري شديد با تكيه بر درآمدهاي نفتي سبب عدم توجه به مشاركت هاي مردمي و منابع و درآمدهاي منطقه اي و عدم توسعه محلي و منطقه اي كشور و فاصله زياد مناطق نسبت به هم گرديده است . در مجموع مي توان علل اصلي نارسائيهاي موجود درسازمان فضايي موجود كشور به ويژه در ساختار فضايي آن را در سه عامل زير خلاصه كرد .

1 – عدم وجود تفكر منسجم و نهادينه براي مديريت سرزمين در سطوح مديريتي كشور

2 – عدم وجود طرح و برنامه مصوب براي ساماندهي فضا در سه دهه اخير

3 – عدم وجود نهاد مشخص و مسئول جهت مديريت سرزمين

نتيجه اينكه در اين دوره توسعه شهري بي رويه بوده است جمعيت شهرها بسرعت رشد كرده و تعداد شهرها بسيار زياد شده است ، فضاي جغرافيايي نامتعادل و ناموزون ، روابط شهر و روستا گسسته ، نظام شهرنشيني و سلسله مراتب شهري بهم خورده است ،‌از نظر توزيع جغرافيايي ، جمعيت ناموزون كلان شهرها ، غده هاي سرطاني فضاي پهناور ايران زمين گشته اند . با توسعه شهر ما ، اراضي كشاورزي پيرامون شهرها در حال از بين رفتن بود و اقتصاد مولد گذشته ، تبديل به اقتصاد مصرفي شهري شده  است .

بديهي است حضور نيروهاي مسلح در آمايش ملي و توسعه كشور بايد در چارچوب و درراستاي اهداف نظامي و با شناخت به نوع تهديدات باشد .

الف ) استقرار سرزميني نيروهاي مسلح به علت مؤثر بودن در انجام مأموريت محوله از مهمترين مسائل آمايش دفاعي است .

بسياري از استقرارگاههاي نظامي ( پادگانها ، مراكز آموزشي ) در گذشته جزء محدودة‌خارج از شهر بوده اما امروزه در داخل شهر قرار دارند و به عنوان يك هدف نظامي براي دشمن بحساب مي ايند كه در شهرسازي امروز از لحاظ دفاعي توصيه مي گردد كه بخارج از شهر انتقال يابند يا در ايجاد كارخانجات يا صنايع نظامي و جابجايي آنها تدابيري انديشيده شود .

اين تدابير از دو جهت صورت مي گيرند : 1 – بعضي از اين تأسيسات در مكانهاي فعلي خود از بازدهي مناسبي برخوردار نيستند و ضرورت دارد كاربري آنها تغيير يابد .

2 – بعضي از صنايع دفاعي حساس در داخل شهر يا محدوده آن قرار دارند كه بسيار خطرناك بوده و ايجاب مي نمايد با توجه به نوع توليدات به مكانهاي ديگر منتقل شود .

ب )‌ در استقرار و آمايش سرزميني يگانها بايد به عوامل زير توجه شود :

1 – اهداف دفاعي – نظامي

2 – نوع تهديدات

3 – راهبردهاي نظامي

4 – شرايط جغرافيايي ( طبيعي ، انساني و ... )

 * نگاهي به قانون برنامه چهارم توسعه ( اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران)

*‌آمايش سرزميني و توازن منطقه اي :

قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در جلسه علني روز 11/6/83 در مجلس شوراي اسلامي تصويب و پس از ارجاع به شوراي نگهبان و رسيدگي در مجمع تشخيص مصلحت نظا م و موافقت مقام معظم رهبري در تاريخ 16/7/83 جهت اجرايي شدن به دولت ابلاغ گرديد . اين قانون مشتمل بر 6 بخش و 15 فصل و 1611 ماده و 34 تبصره و 9 جدول بوده كه فصل ششم از بخش دوم آن مربوط به آمايش سرزميني و توازن منطقه اي مي باشد كه، بحث مورد نظر ما خواهد بود .

ماده 72 :‌

دولت موظف است به منظور توزيع مناسب جمعيت و فعاليتها در پهنة سرزميني ، با هدف استفاده كارآمد از قابليت ها و مزيت هاي كشور ، با استفاده از مطالعات انجام شده ، سند ملي آمايش سرزميني ، مشتمل بر سطوح ذيل را از ابتداي برنامه چهارم به مرحلة اجراء درآورد :

الف ) سطح كلان                       ب ) سطح بخشي                     پ ) سطح استاني

الف ) سطح كلان شامل :

1 – چشم انداز بلند مدت توسعه فضايي كشور ، در چارچوب سياستهاي كلي نظام ، تحليل شرايط منطقه اي و بين المللي و امكانات ، محدوديتها و مزيت هاي سرزمين

2 – راهبردهاي كلي توزيع جمعيت در سرزمين ، الگوي اسكان و نظام شهري و روستايي كشور

3 – راهبردهاي خاص مناطق و عرصه هايي كه به لحاظ امنيتي و دفاعي حفاظت از منابع طبيعي ، محيط زيست و ميراث فرهنگي داراي موقعيت ويژه مي باشد .

4 – پايگاه اطلاعات مكاني و جغرافيايي و اسناد تصويري مرتبط

ب ) سطح بخشي شامل :

1 – راهبردهاي هماهنگ و سازگار بلندمدت توسعه و توزيع فضايي بخشهاي مختلف اقتصادي ،‌اجتماعي و فرهنگي منطبق با ويژگيهاي سرزميني

2 – سياست ها و توسعه هاي منطقه اي و سرزميني بخشها

3 – اقدامات و عمليات اولويت دار در توسعه بخشها

 پ ) سطح استاني شامل :

1 – نظريه پايه توسعه استانها ، حاوي بخشهاي محوري اولويت دار در توسعه استان و تعيين نقش هر استان در تقسيم كار ملي

2 – سازمان فضايي توسعه استان ( محورها و مراكز عمده در توسعه استان )

3 – اقدامها و عمليات اولويت دار در توسعه استان

ضمناً‌هيأت محترم وزيران در جلسه مورخ 6/8/83 بنا به پيشنهاد شماره 134108/101 مورخ 25/7/83 سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور و به استناد اصل يكصد و سي و هشتم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ضوابط ملي آمايش ملي سرزمين را بشرح زير تصويب نمود .

* ضوابط ملي آمايش سرزمين :

ماده 1 – جهت گيريهاي ملي آمايش سرزمين كه در راستاي تبيين فضايي سند چشم انداز جمهوري اسلامي ايران و ترسيم الزامات تحقق آن در توسعه بلندمدت كشور و مبتني بر اصول مصوبات آمايش سرزمين ، شامل ملاحظات امنيتي و دفاعي ، كارايي و بازدهي اقتصادي ، وحدت و يكپارچگي سرزمين ،‌گسترش عدالت اجتماعي و تعادل هاي منطقه اي ، حفاظت محيط زيست و احياء‌منابع طبيعي ، حفظ هويت اسلامي ، ايراني و حراست از ميراث فرهنگي ، تسهيل و تنظيم روابط دروني و بيروني اقتصادي كشور ، رفع محروميت ها ، بخصوص در مناطق روستايي كشور تنظيم شده است ، كه در بندهاي 13 ، 14 و 15 همين ماده در مورد آمايش مناطق مرزي و دفاع غيرعامل و بند 16 در مورد ايجاد تعادل در افزايش جمعيت بشرح زير توصيه گرديده است .

بند 13 – رعايت ملاحظات « امنيتي و دفاعي » ، « حفاظت از محيط زيست »‌ و « حراست از ميراث فرهنگي » در استقرار جمعيت و فعاليت ، بويژه در محدوده هايي كه با توجه به ملاحظات ياد شده ،‌محدود نمودن و يا تسريع توسعه در آنها الزامي است .

بند 14 – تأكيد خاص بر آمايش مناطق مرزي براي بهبود شرايط زندگي و افزايش سطح توسعه اين مناطق به منظور ارتقاء‌امنيت مرزهاي كشور

بند 15 – رعايت اصول ايمني و الگوي پدافند غيرعامل ، از قبيل استفاده از شرايط جغرافيائي و عوارض طبيعي ، پراكندگي مناسب در پهنه سرزمين انتخاب عرصه هاي امن به لحاظ سوانح طبيعي و غيرمترقبه و انتخاب مقياس بهينه در استقرار جمعيت و فعاليتها در راستاي كاهش آسيب پذيري در برابر تهديدات و بهره مندي از پوشش مناسب دفاعي

بند 16 – ايجاد تعادل در افزايش جمعيت و پراكنش آن در پهنه سرزمين ، با توجه به منابع و امكانات مناطق مختلف ، به طوري كه نرخ رشد طبيعي جمعيت كشور سالانه بطور متوسط از 1 % و نرخ رشد طبيعي هر يك از شهرستانهاي كشور سالانه بطور متوسط 5/1% ، فراتر نرود .

*‌جايگاه آمايش دفاعي در آمايش سرزميني :

از آنجائيكه قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران حفظ منابع حياتي و دفاع سرزميني را به عهده نيروهاي مسلح گذاشته است و تأمين اهداف دفاعي و نظامي ، پاسخگويي مناسب و بموقع به تهديدات در چارچوب قوانين و اصول ، جزء وظايف اصلي اين نيرو مي باشد و از طرف ديگر استقرار سرزميني يگانهاي نيروهاي مسلح يك امر الزامي جهت پي گيري مأموريتهاي محوله مي باشد ، لذا آمايش دفاعي همانند توسعه از اهميت والايي برخوردار مي گردد ،‌نقش نيروهاي مسلح در آمايش سرزمين به دو صورت انجام مي گيرد حضور فعال در آمايش توسعه اي ( به عنوان عاملي فعال جهت ملاحظات كامل دفاعي ) كه اين امر جهت حمايت از مردم به هنگام بروز تهديدات و ارائه راهكارهاي دفاعي جهت حفظ تأسيسات حياتي و حساس كشور صورت مي گيرد . در كشورهاي اروپايي مفهوم آمايش سرزمين ابتدا مفهوم دفاعي دارد و سپس مفهوم توسعه اي پيدا مي كند . قبل از ساخت سد ، بزرگراه ،‌نيروگاههاي اتمي و ... موضوع در كميته هاي نظامي و دفاعي مطرح مي گردد و پس از اخذ موافقت مسئولين نظامي نسبت به ساخت آنها اقدام مي گردد . در ساخت چنين تأسيساتي نيروهاي نظامي كارآمد و علمي نيز مشاركت داشته و همه عوامل دفاعي را از نظر پدافند و آفند مدنظر قرار مي دهند بعنوان مثال در ايجاد كارخانجات ، نگرش نظامي دارند و خط توليد آنها دو منظوره است يعني در زمان صلح اگر كارخانه اي كفش توليد مي كند در زمان جنگ پوتين و لوازم اوليه نيروهاي مسلح را توليد مي كند يا در مبحث شهري كه پدافند غيرعامل و دفاع از شهرها بعهده نيروي انتظامي است ، پيشنهاداتي را مبني بر حفظ شهر از آسييب زياد بمبارانهاي هواپيما ،‌موشك ها ، بمباران هاي شيميائي جنگهاي چريكي و .... ارائه مي دهد بعنوان مثال مراكز حياتي و حساس شهري ( توربين هاي اصلي برق ،‌گاز ، مخابرات ، آب و ... ) حتي الامكان به زيرزمين برده شده و جهت فريب دشمن ، نوع كاذب آن در سطح زمين قرار داده مي شود در حالي كه كار اصلي بوسيله دستگاههاي زيرزميني صورت مي گيرد . در شكل ساختمان سازي با تراكم عمودي و با رعايت فواصل توصيه مي شود . در طرحهاي توسعه اي كه در سالهاي اخير صورت گرفته نه تنها در تأمين نيازهاي اوليه شهركها( تأمين آب ، بهداشت ،‌آموزش ، خدمات و ... ) مشكل داشته بلكه چنين مسائلي به بوتة‌فراموشي سپرده شده است مثل اسلام شهر ،‌واوان و ... در ساخت بزرگراهها بدون توجه به تهديدات كشورهاي همسايه بسياري از موانع نظامي كه مي توانست بعنوان يك عامل بازدارنده عمل نمايد به جاده هاي دوباندي تبديل شده و نفوذ دشمن را با تجهيزات و امكانات فراوان فراهم ساخته است . جاده اروميه – سرو – تركيه جاده بر روي درياچة اروميه و ...

 

نويسنده

 هادي فدايي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 13:28  توسط هادي فدايي  | 
شهید نظر می کند به وجه الله السلام عليك يا فاطمه الزهرا (س)السلام عليك يا اباعبدالله السلام عليك يا ابوالفضل العباس ////////////////بازاریابی و مدیریت بازار و تحقیقات بازاریابی و استراتژیهای بازاریابی و طرحهای توجیهی و اساسنامه شرکتها همراه 09188654194