مدل های بازاریابی
محققان بازاریابی از مدل های تقاضای مصرف کننده برای پیش بینی فروش آینده ، توصیف و تست رفتار مصرف کننده و ارزیابی پاسخ به اقدامات بازاریابی استفاده کردند . چارچوب اصلی از میکروفنداسیون های نظریه سودمندی شروع می شوند تا سیستم آماری تولید کننده که انتخاب های مصرف کنندگان در گزینه های موجود را توصیف کنند و تقاضای محصول را توصیف کنند . مدل اصلی تقویت شده است تا برای تصمیمات انتخاب کمیت به حساب آید و خریدهای چند محصول را با خرید یک محصول تطبیق دهند و امکان تغییر بین برندها در ردیف های مختلف قیمت را فراهم کنند . این موارد به محققان امکان آنالیز در چند پدیده بازاریابی دادند .
هدف دوم آنالیز تقاضا و ارزیابی است . انتخاب مدل درست تقاضا به چیزی که ارزیابی می شود بستگی دارد . گاهی اوقات محققان می خواهند به متریک های دیتاهای مشاهده شده پی ببرند که فقط در مدل رفتاری مخصوص معنی دارند مثلاً تحلیلگر به ارزیابی رفاه مصرف کننده و ارجحیت های ریسک و یا جبران تغییرات توجه می کند که نمی توان بدون نمونه برداری از سودمندی مشتری آن را ارزیابی کرد . تحلیلگر به ریکاوری چیزهایی مثل باورهای مصرف کننده یا رفتار انباشته لیست موجودی مشاهده نشده مصرف کننده توجه دارد . مدل ساختاری تقاضا که از نظریه انتخاب مصرف کننده استفاد می کند و مجموعه اطلاعات مصرف کننده و عقاید و ارجحیت ها را توصیف می کند به دیتاهای تقاضا نیاز دارد . از طرف دیگر هدف ارزیابی اثرات کلی از دیتاها است . در اصل ما دیتا می خواهیم نه فرضیات مدل و به دست آوردن اثر برآورد شده . پس انتخاب ایده آل این است که بتوان آزمایش کرد و درمان ( مثل مداخله بازاریابی ) به گروههای کنترل و درمان شده توجه دارد .
نکته پایانی مدل این است که باید از مدل سازی به خاطر مدل سازی اجتناب کرد و مدل از اهداف آنالیز ، ماهیت دیتا و ویژگی های کاربرد مورد نظریه به دست می آید
فقط آنهای که در مقابل دشمن با جهاد در راه خدا به شهادت رسیده اند زنده اند وبر اعمال و کردار ما مردگان متحرک و واماندگان از قافله ای که شهدا را به سعادت و سربلندی رساند نظارت دارند باشد که ما کمتر از ذره را در لیست شفاعت شدگان خود قرار دهند