بررسی رابطه مدیریت کیفیت جامع با فروش محصولات شرکت های تولیدی

بحث کیفیت و قدمت آن به حدود صد یا شاید هزاران سال پیش بر می گردد یعنی از زمانی که تجارت به جایی رسیده بود که تجار سعی داشتند که مازاد محصول خود را به نوعی تغییر دهند که هم سفارش بیشتری دریافت کنند و هم چیزی به عنوان مازاد باقی نماند. مدیریت کیفیت جامع یک فلسفه مدیریتی است که با بکارگیری آن سطح کیفی خدمات و کالاها ارتقا می یابد و میتواند به خواسته های روز افزون مشتریان پاسخ دهد . هدف کلیه تلاش های مدیریت کیفیت فراگیر در سازمان در جهت بهبود و حفظ کیفیت ، جلب رضایت مشتری با کمترین هزینه است بهره وری را باید از مجرای اصلاح و بهبود کیفیت تولید ، خدمات و همه فعالیت ها از جمله رضایت کارکنان، میزان مشارکت آنان و درگیر ساختن آن ها اصلاح کرد.

تاثیر بازاريابي در شرکتهای تولیدی

به مرور زمان و با تکامل و پيشرفت مسائل تجاري و بازرگاني، جايگاه و موقعيت بخش بازاريابي نيز در ساختار سازماني موسسات از ارزش و استحکام بيشتري برخوردارشده است.در جوامع سنتي به دليل اينکه تعداد موسسات توليدي کم و خواسته هاو نيازهاي ارضا, نشده مردم وگروهها بيشتر بوده لذا رقابت جدي بين موسسات وجود نداشته و آنها به راحتي مي توانستند با توجه به فلسفه توليد،هر چيزي را  که توليد مي کردند به فروش برسانند.با اين وصف در آن زمان تلاشهاي همه جانبه و سازمان يافته اي براي فروش محصولات وجود نداشت و طبيعي است که در ساختارهاي تشکيلاتي موسسات از وجود واحد بازاريابي خبري نباشد.اما با گذشت زمان به خاطر وجود سودهاي بيشتر و بالاتر ناشي از تفاوت خريد و فروش کالاها و ياتوليد و عرضه آنها به تعداد موسسات تجاري و توليدي اضافه شده و شعبات و دواير کوچکي که در راستاي انجام وظايف بازاريابي تلاش مي نمودند،زير نظر مديريت فروش ايجاد شدند سپس اين تلاشها سازمان يافته تر گشته وجايگاه بازار يابي بالاتر رفت چرا که ديگر دواير بازاريابي جوابگوي نياز موسسات نبوده و بدين جهت واحد بازاريابي کوچک قبلي به صورت يک مديريت و همتراز با ساير مديريتها مثل مديريت توليد ، مديريت خريد و مديريت سفروش درآمد و به فعاليتهاي پيشبردي فروش ،تبليغات و تحقيقات بازاريابي اقدام نمود.