لزوم بكارگيري مديريت استراتژي
باسمه تعالي
«لزوم به كارگيري مديريت استراتژيك در برنامههاي توسعه و هم چنين سند چشم انداز بيست ساله كشور»
در اين روزها كه بحثهاي بسيار داغ محافل و مجالس و هم چنين جلسات مختلف در سطح كشور در خصوص مباحث اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي كشور است كه آيا اقدامات دولت كه در حال شكل گيري است درست است يا نادرست؟ كار عجولانه است يا غيرعجولانه؟ طرح بزرگ تحول اقتصادي كه اقتصاددانان كشور را به چالش كشانده است وهركدام به نوعي از منظر و ديدگاه خود بر روند و رويكرد دولت در اين جهت تحليل گذارده و در مورد آن نظرات مختلف خود را ارائه مينمايند. بعضي اجراي طرح را به ضرر كشور و بعضي به نفع كشور ميدانند كه اين موضوع باعث گرديده است كه سياسيون كشور نيز از آن استفاده نموده و از زواياي ديد خود به اين موضوع بنگرند و در راستاي اهداف خود از اين مباحث و اجراي اينگونه طرحها استفاده نمايند. البته ابراز نقطه نظرات موجب پيشرفت طرحهاي در حال اجرا و قابل اجرا است كه با به وجود آمدن تعارض بين افكار مختلف است كه ميشود بهترين راه را انتخاب نمود و از آن استفاده كرد. طرحهاي بزرگي همچون طرح سهميه بندي بنزين و سوختگيري با كارت هوشمند كه در نوع خود بيسابقه بوده است و يا اينكه اجراي طرح سهام عدالت كه ميتواند درجهت رفاه اجتماعي مردم بسيار مؤثر باشد، منتها در اين مسير مشكلي كه وجود دارد استفاده نكردن از مديريت استراتژيك بوده است يعني اينكه طرحي بزرگ مثل سهميه بندي سوخت ميبايست در يك منطقه به عنوان پايلوت و نمونه اجرا ميگرديد.
اهداف آن كه مشخص بود آسيبها و مشكلات و موانع آن ميشناختند آنها را تجزيه و تحليل مينمودند آنها را برطرف ميكردنند و به صورت خيلي سهل و آسان در مسير خود آن را پيش ميبردنند.
تغيير وتحول عصر حاضر بخش عظيمي از جهان را فراگرفته و جامعه شتابان به سوي مرحله جديدي از تمدن بشري پيش ميرود، در راستاي اين حركت دولت ها و ملت ها دچار انواع نگرانيها شدهاند.
تجار با نواسانات مداوم اقتصادي، مديران با اداره امور سازمانها، برنامه ريزان با طراحي و تدوين برنامهها و مردم با تورم تزلزل ارزشها و كجرويهاي اجتماعي.
در بين تمام اين دگرگونيها، تحولات و نگرانيها، امروز در وضعيتي نيستيم كه حيران و سرگردان نظارهگر باشيم و آنها را ناشي از عوامل طبيعي يا ناشناخته بدانيم زيرا روابط بين اين تغيير و تحولات تا حدودي برايمان روشن است و بسياري از آنها قابل تجزيه و تحليل و پيش بيني ميباشند، امروزه ميدانيم كه بسياري از تحولات اقتصادي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي و آموزشي بدون ارتباط با يكديگر بوجود نميآيند و هيچ رخدادي را نميتوان به طور مجزا در نظر گرفت و بدون توجه به ساير حوادث مورد بررسي قرار داد، ما امروزه ميدانيم كه گذشت زمان و تغيير و تحولات جايگاه آينده را ميسازد و آينده هم اكنون ماست.
بنابراين پيش از آنكه بيهدف، بيبرنامه، بيبصيرت و بدون توجه به محيط، بالاجبار بسوي آينده كشيده شويم، بايد باترسيم چشم انداز روشني از آينده سرنوشت خود را بسازيم و اين سازندگي در عصر حاضر با شناخت و آگاهي امكان پذير است . در دنياي امروز شناخت محيط برون سازماني توجه به تحولات اجتماعي، سياسي،اقتصادي و فرهنگي جامعه و آيندهنگري كاركرد اصلي مديران سازمانها ميباشد و اين موضوعي است كه برنامهريزي استراتژيك آن را مورد تأكيد قرار ميدهد. مديريت استراتژيك با تصميم گيري در مورد آينده و اجراي آن در تصميمات سروكار دارد. در طي ساليان گذشته برخي از كشورها به دليل تدوين استراتژي مناسب و اعمال مديريت استراتژي در جهت تحقق آن از موقعيت استثنايي در صحنه رقابت بينالمللي برخوردار شدند و برخي از كشورهاي موفق به دليل تدوين استراتژيهاي نامطلوب از جايگاه و موقعيت برتري كه با تلاش فراوان به دست آورده بودند به موقعيتي معمولي و يا حتي تاسف بار تنزل يافتند.
مديريت استراتژيك يك رشته تصميمها وكارهايي است كه به تهيه و اجراي برنامههايي براي دستيابي به اهداف يك سازمان ميانجامد اين استراتژي نه وظيفه مهم دارد :
1- تنظيم رسالت كشور در قالبي گسترده كه منظور فلسفه و هدفهاي آن را در نظر بگيرد.
2- تهيه نمادي از كشور كه در آن شرايط و تواناييهاي داخلي منعكس شده باشد.
3- ارزيابي محيط خارجي كه شامل عوامل رقابتي و عوامل محيطي است.
4- تجزيه و تحليل گزينههاي مختلف با انطباق به محيط خارج.
5- مشخص كردن بهترين گزينه از طريق ارزيابي هرگزينه در چاچوب مأموريت.
6- انتخاب يك رشته هدفهاي بلند مدت و استراتژي بزرگ كه بتوان از آن طريق به راههاي مناسب (گزينههاي بهينه) دست يافت.
7- تنظيم هدفهاي سالانه و استراتژيهاي كوتاه مدت كه با هدفهاي بلند مدت و استراتژيهاي مهم مطابقت داشته باشند.
8- به كارگيري استراتژي انتخابي از طريق تقسيم منابع بودجه بندي شده كه در آن بيشترين تاكيد بركارها، مردم، ساختارها، فنآوريها (تكنولوژي) و نظام پاداش دهي است.
9- ارزيابي موفقيت استراتژيكي به عنوان يك زيربنا براي تصميم گيريهاي آينده.
از اين نه مورد چنين استنباط ميشود كه مديريت استراتژيك شامل : برنامهريزي، هدايت، سازماندهي و كنترل مربوط به تصميمات و عمليات استراتژيكي يك سازمان است. مفهوم كلمه استراتژيكي از نظر مديران تهيه برنامههاي بزرگ و آينده كشور براي رويارويي با محيط رقابتي است و دستيابي به هدف كشور است.
استراتژي يك كشور ميبايست براساس اصولي تدوين گردد كه بهتر از كشورهاي ديگر ظاهر شود و يا برپايه ظرفيتهاي منابعي كه كشوردارد به نحوي توسعه داده شودكه در آينده موجب ايجاد مزيت رقابتي شود.
به كارگيري مديريت استراتژيك در برنامههاي توسعه باعث ميشود كه برنامهريزي به صورت صحيح و درست انجام شود به اين دليل كه در برنامهريزي موانع متعددي در مسير وجود دارد كه ميتوان آنها را در قالب دو دسته عمده طبقه بندي كرد : نارسائيهاي جوهري 2- نارسائيهاي فراگردي
نارسائيهاي جوهري در نتيجه فقدان توجه كافي به عوامل عمده برنامه ريزي راهبردي نظير تحليل(رسالت و مقصدسازمان)، (دارائيهاي محوري و فرهنگ سازي)، (قوتها و ضعفهاي سازماني)و (فرصتها و تهديدهاي محيطي) به وجود ميآيند در حالي كه نارسائيهاي فراگردي بر مديريت ضعيف مراحل گوناگون برنامهريزي راهبردي دلالت دارند.
برنامه ريزي يعني آنكه از ميان گزينهها ي گوناگون در برگزيدن راههاي كنشآينده سازمان به گونه كلي پرداخته شود و براي هريك از بخشهاي كشور نيز چنين گزينشي صورت بگيرد. اين كار مستلزم برگزيدن هدفهاي سازمان و مقاصد هر بخش و تعيين راههاي دستيابي به آنها است از اين رو برنامهها براي دستيابي به اهداف از پيش تعيين شده روشي عقلايي فراهم ميآورند، برنامه ريزي هم چنين بر نوآفريني مديريت دلالت دارد.
برنامه ريزي ميان جايي كه هستيم با جايي كه ميخواهيم بدان جا برويم پلي ميسازد و موجب ميشود تا آنچه را كه در غير آن حالت شكل نميگيرد پديد آيد با آنكه به ندرت ميتوان آينده را درست پيش بيني كرد و يا آنكه عاملهاي بيرون از نظارتها ميتوانند با بهترين برنامههاي تهيه شده معارض گردنند تا زماني كه به برنامهريزي پرداخته نشود پيشآمدها به نسبت واگذار ميگردد.
برنامهريزي، فراگرد فكري دشوار است كه لازم ميسازد تا آگاهانه راههاي كنش تعيين شود و تصميم ها بر پايه هدف، شناخت و برآوردهاي سنجيده استوار گردد.
پس درحقيقت با توجه به پيشرفتهاي جهاني در دانشهاي مختلف و حوزههاي مختلف ميبايست با ديدي وسيعتر در برنامههاي توسعه كشور در فصلهاي توسعه فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، سياسي از مديريت استراتژيك استفاده شود و نقاط قوت، ضعف، تهديدات، فرصتهاي برنامه مشخص و به مرحله اجرا درآيد و بتوانيم از برنامههاي تدوين شده كشور درجهت رفاه اجتماعي مردم و جامعه استفاده نمائيم.
هادي فدائي
فقط آنهای که در مقابل دشمن با جهاد در راه خدا به شهادت رسیده اند زنده اند وبر اعمال و کردار ما مردگان متحرک و واماندگان از قافله ای که شهدا را به سعادت و سربلندی رساند نظارت دارند باشد که ما کمتر از ذره را در لیست شفاعت شدگان خود قرار دهند