باسمه تعالي

 

«مشاركت گروهي راز پيشرفت و شكوفايي»

«The  group  partnership on  mystery  of   progress  and  efflorescence»

 

     از زمان شكل‌گيري جهان هستي و وجود انسان بر روي كره خاكي و شروع به زندگي در كنار يكديگر   فراز و نشيب‌هاي بسياري را پشت سر نهاده‌اند و مديريت در شكوفايي و بسترسازي جهت پيشرفت توانسته است تدبير لازم و تمهيدات مناسبي بينديشد .

تئوري‌هاي بسيار زيادي در مديريت توسط پيش قراولان آن نظريه‌ها مطرح گرديده و توانسته است در نگرش مردم اثرگذار باشد و جامعه از آن تأثير بپذيرد.  همه اين نظريه‌ها درجهت رفاه اجتماعي مردم ظهور پيدا كرده است كه در بسياري از كشورها با الگو قراردادن اين افكار و انديشه‌ها راه سعادت و بهروزي را پيموده‌اند و توانسته‌اند درجه كاميابي افراد جامعه خود را از مواهب و منابع موجود تغيير دهند يعني با استفاده از افكار جمعي جوامع به جوامع توسعه يافته يا در حال توسعه ياد شده است و كشورها و ملتهايي كه توان مشاركت گروهي را ندارند به عنوان كشور توسعه نيافته مطرح است.

رفاه اجتماعي و سعادت در زندگي كمال آرزوي بشر است كه بتواند دردنيا به آن كمال برسد و تمام توان خود را براين محور استوار نموده است و طالب رسيدن به راهي نوراني است كه بتواند از آن مسير به كمال انسانيت برسد و اين نيست و ميسر نمي‌گردد مگر در كنار يكديگر بودن و از افكار و انديشه‌هاي يكديگر استفاده نمودن كه رحمت واسعه خداوند نيز پشتوانه كار آنها قرار گيرد و در رسيدن به كمال مطلوب ياري‌شان نمايد           كه بتوانند در دنيا بودها را نابود و نابودها را به بود تبديل نمايند كه به رشد و توسعه از لحاظ اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي برسند.

در زمان حال مشاركت گروهي فعاليتي كمياب است و فعاليتي كه كمياب گرديد اقتصادي است. پس در اين مسير مي‌بايست تلاشها تقويت شود تا از فرصت به موقع استفاده و موجب افسوس نگردد، منتها براي رسيدن و اجراي مشاركت گروهي در سطح كشور و جامعه مي‌بايست از راهها و متغيرهايي استفاده گردد كه حضور گروههاي مختلف و اقشار مختلف مردم براي اظهارنظر و ابراز عقيده در جهت پيشرفت و سازندگي مناطق را در سرلوحه كار قرارداده و از خلاقيت افراد فكور و انديشمند استفاده و مورد بهره‌برداري قرار گيرد. در جهان هستي و مكان زندگي ما مي بايست واقع گرايي را در مسير و نگرش خود قرار دهيم و از گذشتگان خود         درس عبرت بگيريم و از رهنمودهاي مناسب موجود از زمان هاي گذشته و حال حاضر در جهت                    حفظ مشاركت و رعايت اخلاق اجتماعي استفاده كنيم. مديران و همه اقشار جامعه مي‌بايست جايگاه صحيح مشورت را بشناسند و بدانند كه انسان و مقدرات او چيست ارزشها و ضدارزشها را با شناخت پايه‌هاي ايمان               از يكديگر تفكيك كند و اصل مشاركت را حفظ نمايد و از ميوه و درآمد اين اصل بخورند و به همه مردم در جامعه نفع برسانند و جامعه به اكسير مشاركت پي ببرد.

مردم و مسئولين ارشد در مسير ارتقاء دانش در سطح جامعه حركت نمايند و مأيوس نگردند چون دنيا خانه دگرگوني هاست و ميسّر و جاري و ساري شدن مشاركت در سطح جامعه بين مديران و همه مردم فقط در پناه صبرو يقين به آينده كه همين يقين شوق پيشرفت را در وجود انسان بيدار مي‌نمايد و در انتظار رويدادي بزرگ قرار مي‌گيرد و آناني كه انتظار مي‌كشند تا به دنياي بهتر برسند تلاش و فعاليت او فزوني مي‌يابد و از همه انديشه‌ها و افكار دولت خود استفاده مي‌نمايد و از سستي و تنبلي بيزار مي‌شوند چون يقين باعث مي‌شود انسان بينش زيركانه، دريافت حكيمانه واقعيتها، پند گرفتن از حوادث روزگار و پيمودن راه درست را سرحوله خودقرار دهد، پس آن كساني كه هوشمندانه به واقعيت ها مي‌نگرند، حكمتها را آشكار مي‌بينند و آنانكه حكمت را آشكار ديدند عبرت آموزي را پيشه خود مي‌نمايند و فكر ژرف انديش و دانش عميق و به حقيقت رسيده كه از چشمه زلال مشاركت نوشيده‌اند در  پي انجام كارها به درستي برخواهند آمد كه بتوانند نيازهاي مردم را برطرف نمايند كه عدم استفاده از مشاركت گروههاي مختلف و در زمينه‌هاي مختلف است               ره‌آورد مناسبي نيست و به گفته حضرت علي(ع) ((گروهي از فرشتگان در آفرينش ابرهاي پرآب و در آفرينش كوههاي عظيم و سربلند و خلقت ظلمت و تاريكي‌ها نقش دارند و گروهي ديگر قدمهايشان تا ژرفاي زمين پايين رفته و چونان پرچمهاي سفيدي دل فضا را شكافته‌ا‌ند و در زير آن بادهايي است كه به نوعي حركت كرده و در مرزهاي مشخصي نگاهش مي‌دارد))

قدم نگذاشتن در مسير مشاركت همچنان كه همه مفسران و دانشمندان ومديران به نسخه شفابخش مشاركت           پي برده‌اند كه اگر به آن عمل ننمايند، با جهل خود از پاي درآمده و دانش آنها سودي به ايشان ندارد. در اين  مقاله به چند متغير در راستاي مشاركت از ديدگاه اسلام و نظريه پردازان علم مديريت اشاره مي‌نمايم.

1-آگاهي وشناخت2- استفاده از استعدادهاي گونان 3- آموزش 4- همكاري و تعاون 5- عدم سستي اعضاء         6 - ارزيابي ايده‌ها و عمل‌ها

 

 

1-آگاهي/ شناخت :

آگاهي و شناخت به دو صورت اتفاق خواهد افتاد يكي شناخت افراد حاضر و مديران ارشد و تشكيل دهنده‌گان گروه‌هاي مختلف جهت مشاركت در طرح‌هاي مختلف و ديگري آگاهي افراد عضو گروه در جهت رفع مشكلات و ارائه راهكارهاي مختلف در مسير پيشرفت گروه در مسائل و موارد مطرح شده كه آنها از            حق خويش محروم نگردند و حق گروه نيز كه به گردن اعضاي آن است اعاده گردد و گروه با ياري نيروهاي مجرب و داراي دانش و آگاهي بتوانند از سدها و موانع موجود عبور نمايند و غافلگير نشود چون اصلاح هركس جز با نظر ديگري امكان پذير نيست و هيچ گروه از گروه ديگر بي نياز نيست.

2-استفاده از استعدادهاي گوناگون :

در مسير مشاركت گروهي مي‌بايست گروه‌هاي مختلف در تخصص‌هاي مختلف تشكيل گردد تا از انديشه‌ها و افكار آنها استفاده شود مثلاً در مسائل اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي گروههاي خاص خود و با وجود افراد متخصص در اين امر استفاده شود چون برتري يافتن در استفاده از استعدادهاي گوناگون مطرح است و اين موضوع به مسابقه دهنده‌اي مي‌ماند كه دوست دارد در همان آغاز مسابقه پيروز گردد تا سودي بدست آورد و ضرري متوجه او نشود .

3-آموزش :

آموزش اعضاي گروهها در دستور كار مديران ارشد قرارگيرد تا بتوانند از اساتيد مجرب در بحث مديريت و مشاركت استفاده گردد كه در راستاي تخصص‌هاي مورد نياز گروههاي تشكيل شده مشي آنها مشخص و              در جهت هدفهاي  اعلام شده برنامه ريزي شود تا اعضاي گروه بتوانند از توانائيهاي خود استفاده نمايند.

4-همكاري وتعاون :

انسان هرقدر هم توانمند باشد باز از افراد ديگر درجامعه بي‌نياز نيست كه هم از او دفاع كنند و از افكار او استفاده نمايند.جامعه بزرگترين گروهي است كه از يكديگر دفاع مي‌نمايند و اضطراب و ناراحتي را               از يكديگر مي‌زدايند و در هنگام مشكلات به هم ياري مي‌رسانند پس نبايد در جامعه مردم از يكديگر               رو بگردانند و از يكديگر چيزي را دريغ نمايند چون كسي كه دست دهنده خود را از ديگري باز دارد تنها يك دست را از آنها گرفته اما دستهاي فراواني را از خويش دور كرده است و كسي كه پروبال محبت              را بگستراند دوستي مردم را تداوم بخشيده است

5-عدم سستي اعضاء :

سستي با مشاركت گروهي كاملاً در تضاد است. چون گروه و مشاركت به دنبال عزت و سربلندي است و مي‌خواهد ذلت و بدبختي را از بين ببرد. پس مي‌بايست افراد گروه در پويا نمودن افراد اقدام نمايند كه اين پويايي اطميناني حاصل نمايد كه بتواند پشتوانه جامعه قرارگيرد و از دور يكديگر پراكنده نشوند و اطلاعات مورد نياز گروه را با يكديگر تبادل نمايد.

6- ارزيابي ايده‌ها و عمل ها :

 گروهها مملو از افكار و عقايد مختلف است كه همه اين افكار و انديشه‌ها به نوع خود توان حل مشكلاتي را دارد و در راه رسيدن به هدف، مثمر ثمر واقع مي‌گردد منتها استفاده از بهترين ايده‌ها مد نظراست كه در گروه همه افكار به شور ومشورت، بحث و تبادل نظر و تجزيه و تحليل مي‌گردد و از بهترين آنها استفاده مي‌شود سپس آنها را طبقه بندي مي‌نمايند چون ايده‌هاي برتر كه مقررات درزمره عمل قرار گيرد و معياري براي راهنمايي گروه در جهت رسيدن به اهداف باشند كه با شرايط جامع همخواني داشته باشند و موجب رفع نيازهاي مردم و جامعه باشد .

البته در مشاركت گروهي متغيرهاي ديگري را نيز مي‌توان نام برد كه بتواند راهگشاي مسائل و مشكلات قرارگيرد كه در آينده به آنها اشاره خواهم كرد.منتها يك جمله براي مشاركت گروهي مي‌تواند تكميل كننده باشد و آن اينكه افراد در گروهها و با مشاركت يكديگر مي‌توانند مولد باشند كه در جهت رفاه اجتماعي           گام بردارند. در پايان و نتيجه بايد عرض نمايم در راستاي اجراي مشاركت گروهي مديران ارشد مي‌بايست در انديشه استفاده از نظرات مطرح شده توسط اعضاي گروه‌ها باشند نه اينكه خود در مورد مسائل و موارد             مطرح شده از نظرات شخصي استفاده نمايند و بازهم حركت از نوع صورت پذيرد بايد در جهت خودشكوفايي كه از نيازهاي بسيار مهم بشري است از خرد جمعي افراد استفاده كرد و چنانچه كاركنان و كارمندان سازمانها و گروهها نتوانند نظرات خود را ارائه و اعمال نمايند دچار سردرگمي و افسردگي و بيماريهاي شديد جسمي و روحي مي‌گردند كه از دست رفتن نيروي انساني مفيد يعني به بهره‌وري نرسيدن در جامعه كه مساوي است              با عقب ماندگي و از دست دادن فرصتها كه موجب پشيماني است و همچنين ظلم درحق آيندگان است.

 

هادي فدايي

كارشناس ارشد مديريت بازرگاني