علت عاشق
رنجش از سودا و از صفرا نبود
بوي هيزم بر آيد از بوي دود
ديد از زاريش كو زار دل است
تن خوش است و او گرفتار دل است
عاشقي پيداست از زاري دل
نيست بيماري برتر از بيماري دل
علت عاشق ز علتها جداست
عشق اصطرلاب اسرار خداست
عاشقي گرزين سرو گرزان سراست
عاقبت ما را به آن سر رهبر است
هر چه گويم از عشق شرح و بيان
چون به عشق آيم خجل باشم از آن
مولانا( رحمت الله)
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 12:38 توسط هادي فدايي
|
فقط آنهای که در مقابل دشمن با جهاد در راه خدا به شهادت رسیده اند زنده اند وبر اعمال و کردار ما مردگان متحرک و واماندگان از قافله ای که شهدا را به سعادت و سربلندی رساند نظارت دارند باشد که ما کمتر از ذره را در لیست شفاعت شدگان خود قرار دهند