باسمه تعالي

 « سياست در پناه اسلام

هر كشوري در طول تاريخ خود هميشه داراي دو موقعيت جغرافيائي بوده است  يكي موقعيت جغرافياي طبيعي و ديگري موقعيت جغرافياي سياسي ، موقعيت جغرافياي طبيعي ايران همان فلات ايران است كه مشخصات جغرافياي آن مشهور و معلوم و از چند هزار سال پيش تاكنون تقريباً يكسان مانده است .  جغرافياي سياسي ايران وابسته به عواملي چون انسان ، فرهنگ ، حكومت ، حاكميت ، ... وضعيت يكساني نداشته و در هر عصر و زماني پذيراي تحول و تطور گرديده است .

هر نهضت اجتماعي بايد از پشتوانه قوي فكري برخوردار باشد ، بايد فلسفه اخلاق ، فلسفه سياسي ، فلسفه تاريخ ، فلسفه اقتصادي و فلسفه دين و فلسفه الهي خود را كه از متن  تعاليم اسلام الهام مي گيرد تدوين كنيم و در اختيار ديگران در جامعه خود قرار دهيم به نسل هاي بعدي كه وارث نتايج فرهنگي تصميم گيريهاي ما و نيز  متأثر از جريانات جا افتاده فكري ناشي از ايجاد شدن نهادهاي نوپاي تفكر اسلامي در سياست ما باشد همه دنيا و ملل آن به اهميت اسلام و فرهنگ هاي آن پي برده اند ضرر و زيانهاي سرسپردگي به ديگر جوامع را متوجه شده اند و خواسته اند به اسلام و ارزشها و تاريخ و فرهنگ آن بازگردانند .

شهيد مطهري مي گويد مسأله اصلي استعمار  است . استعمار سياسي و اقتصادي آنگاه توفيق حاصل مي كند كه در استعمار فرهنگي توفيق بدست آورده باشد و بي اعتقاد كردن مردم به فرهنگ خودشان و تاريخ آنها شرط اصلي اين موفقيت است . استعمار دقيقاً تشخيـص داده و تجربــه كرده است فرهنگي كه مــردم مسلمان به آن تكيه مي كنند و ايدئولوژي كه به آن مي بالند فرهنگ و ايدتولوژي اسلامي است . باقي همه حرف است و از چهار ديوار كنفرانسها ، جشنواره ها ، كنگره ها و سمينارها هرگز بيرون نمي رود و به متن  توده نفوذ نمي كند پس بايد مردم از آن اعتقاد و از آن ايمان و از آن اعتماد و حسن ظن تخليه شوند تا آماده ساخته شدن طبق الگوهاي غربي گردند .

ما معتقد به نفي سكولاريسم هستيم يعني رد جدائي دين از سياست و در تفكر غربي يعني جدايي دين و دولت ، ديني كه ما داريم اسلام است پس مي بايست سياستمان نيز بر پايه اسلام پايه گذاري گردد تا در برابر يورش افكار غربي بتوانيم موضع گيري قوي و مطلوب داشته باشيم اين رسالت همه انديشمندان و دولتمردان متعهد جامعه است كه دريافتهاي كليشه اي ملل ديگر را دور بريزند و با تكيه بر پشتوانه عظيم ايدئولوژي و فرهنگ اسلام و اتخاذ روشهاي ناب اين مكتب جهاني در تمام زمينه ها به بازسازي تفكر و انديشه بپردازند چرا « هنري باركي » كارشناس سياسي پيشين وزارت امور خارجه آمريكا مي گويد مهمترين تغيير در سياست آمريكا در انتخابات رياست جمهوري سال 2008 صورت خواهد گرفت خواه جمهوري خواهان و خواه دمكراتها در آن پيروز شوند پس از موضع سياسي آنها مشخص و معلوم است كه نمي توان سياست كلي آن را با تغيير مكانيزم مديريتي عوض نموده و بايد همان تصميمات از قبل اتخاد شده پي گيري شود و يا چرا «‌مك ماهون » اعلام مي نمايد مهمترين موضوعاتي را كه بايد در خاورميانه به آنها توجه شود امنيت عراق ، سياست عراق ، فرايند صلح اعراب ، اسرائيل ، ايران  و سوريه است مگر ما خودمان با داشتن سياست و فرهنگ غني جهاني نمي توانيم كاري كه آنها فقط حرف مي زنند و عملي عكس گفته هايشــان را انجام مي دهنــد و بـه دنبال منافع و توسعه سياسي خودشان مي باشند انجام دهيم ، چرا  مي توانيم منتها در سايه همدلي و هم انديشي و هم گرايي در جهت پيشبرد نظام جمهوري اسلامي در تمام جهان و تسخير افكار عمومي ملل مختلف به صورت حركت جمعي در رسيدن به هدف مشترك كه همان پيروزي نظام اسلامي در سطح جهان است . حضرت علي (ع) مي فرمايند  آن كس كه خويشان خود را به دم شمشير سپارد و مرگ و نابودي را به سوي آنها كشاند سزاوار است كه بستگان او بر وي خشم گيرند و بيگانگان به او اطمينان نداشته باشند  پس اگر ما همه جامعه ايران اسلامي را از خود بدانيم نبايستي با هم در تنازع و اختلاف باشيم تا بتوانيم مقتدر در روي زمين ظاهر گرديم . مـا به عنوان مسلمــان صاحب برتريــن دين خداوند متعال كه بر قلب پيامبر عظيم الشأن اسلام نازل گرديد مي باشيم كه توانستند با تمام مشكلات فراروي خود مبارزه كرده و پيروزيهاي چشمگيري داشته  باشند . ما هم به تأسي از آن بازوان قدرتمند اسلامي مي بايست به صورتي عمل نمائيم كه الگوي در جهان و دنيا جهت شناسايي اسلام به معني واقعي كلمه باشيم و آن هم  ميسر نمي گردد  مگر در سايه حمايت و پشتيباني همه جانبه از دولت و ملت

هـادي فدايـي