از گوشه اي خلوت بازارتااطاق جلسات: هيئت هاي بازاريابي از تخصص خود جهت باز نمودن درهاي دنياي تجارت استفاده نمودند.

دکتر Shahron Williams ، که يکي از اعضاي بازاريابي شرکت تکنولوژي Datatel مي باشد، اخيرا به Nassau ايالت Bahamas سفر نمود تا عکسهايي از حيات زيردريا که يکي از سرگرمي هاي مورد علاقه او بود بگيرد.

او در محيطهاي پيچيده پيشرفت كرد. او دکتراي خود را در رشته سياستهاي بين المللي از دانشگاه بيروت گرفت و سپس به دانشگاه شهر نيويورک براي اخذ مدرک دکتراي خود در تخصصهاي تجزيه وتحليل کمي بازگشت. او رساله پايان دوره خود رادر خصوص استفاده نمودن روشهاي كمد در بازاريابي نوشت تا مدرک خود را اخذ نمايد در اين روش او از مهارتهاي تحقيقي کمي جهت بهبود شرايط بازاريابي با کمک چندين عامل استفاده نمود.

اکنون او جايگاه بزرگي در شرکت سهامي Datatel دارا مي باشد و سرپرست تيمي از مديران است و حقوقي بالغ بر نيم ميليون دلار را دريافت مي نمايد. خانمVan Rooji  هم ازداستاني استفاده كرد و درسهاي مهمي را به دانشجويان فارغ التحصيل در رابطه با اينکه يا مدرک خود چکار کنند، كه پيشرفت نمايند.

او دانشجويان دکترا را اينگونه نصيحت مي کند که:"يک تصميم گيري شغلي يکي تصميم تنها نيست" بنابراين اگر شما تصميم مي گيريد که يک استاد دانشگاه باشيد، و اين هدفي است که دنبال مي نماييد، اين بدان معنا نيست که شما چيز ديگري را دنبال نکنيد مبادا که به اين رشته خيانت کرده باشيد. خانم: Van Rooji دکتراي خود را در رشته علوم اجتماعي دنبال مي کرد، در دانشگاه Queen شهر نيويورک نيز به تدريس اشتغال داشت: حتي قبل از اينکه با يک بحران مالي روبرو شدند و او مبايست تعداد پستهاي كه داراي متصدي بودند را کاهش دهد به اين مساله فكر كرده بود که آيا دانشگاه جايي هست که او مي خواست باشد يا نه؟

او مي گويد، "من مقالات زيادي  را خوانده ام و يا شنيده ام که استاتيد در رابطه با کارشان مي نويسند و صحبت مي کنند . سوالي که همواره به ذهن من خطور مي کرد اين بود که "چه کسي راجع به اين مساله مي خواهد بداند و يا حتي راجع به اين مسائل همواره اهميتي قائل باشد." او مي گويد: نوشتن درباره چيزها و منتشر کردن آنها بسيار جالب است، اما اگر تنها چهار نفرآن را بخوانند، آن وقت چه؟

او مي گويد جنبه آموزشي کارش را دوست دارد اما دانشگاه را بيشتر مکاني براي تحقيق مي داندو مي گويد: "زماني که دانشجويان چيزي را فرا مي گيرند نزد من بر مي گردند و مي گويند که من قادرم چيزي را که در اين کلاس ياد گرفتم اجرا کنم و فلان کار يا فلان کار را انجام دهم، آيا اين مطلب  براي من بهترين هديه است. او مي گويد: "شما نمي توانيد به آن هدف نائل آييد مگر آنکه دانشگاه بر پايه تحقيق، تدريس و خدمات ارتباطي بنا شده باشد."

بنابراين زماني که او يک آگهي روزنامه اي را مشاهده نمود که به دنبال فردي غيربومي با تحصيلات بالا مي گشتند او به آن آگهي پاسخ مثبت داد و شروع به انجام يک كارتحقيقي در رابطه با بازار شرکت Gray Advertisirg كرد و  يک آژانس بسيار معتبر تاسيس نمود. او پس از يک تحول غير منتظره حوادث براي شركت ايجادكرد

او مي گويدآن چيزي که من درک نمودم اين است که دانش جويان دکترا يک انتخاب دارند، صنايع خصوصي و حتي سازمانهاي غير انتفاعي و موسسات از ارزش مدرک دکترا درست همانند ارزش تدريس دانشگاهي آگاهي دارند.

خانم Van Rooji پس از يک دوره کار در يک شرکت تبلغاتي ديگر به Roseland رفت و در انجا در يک شرکت خدمات تجاري كه پردازشگر اطلاعات اتوماتيک بودمشغول به کار گرديد.وي در آنجا به عنوان مدير تحقيقاتي به نفوذ بيشتردر بازاربه شرکت کمک مي کرد تا استراتژي خود را به يک صنعت حسابگري که از طريق کامپيوتر شخص انتقال مي يافت، بهبود بخشد.

او با يک فرد هلندي ازدواج نمود و از سال 1985 تا سال 1991 براي شرکت  Dow Jones Telerat در Benelux کار مي کرد و در انجا رهبري بازاريابي شرکت را براي گشايش ادارات جديد در آمستردام، بروکسل و لوکزامبورگ به عهده گرفت. شرکت Telerate يک تهيه کننده پيشگام اطلاعات مالي و تاريخي براي شرکت تجاري Wall street مي باشد که اين کار را از طريق يک ساختار تکنولوژيکي مناسب بسيار حساب شده تحويل آن شرکت مي دهد.

او شرکت بازاريابي اختصاص به خود را در هلند پنج سال قبل از همکاري با شرکت Datatel در پايگاههاي آنان تأسيس نمود که در آن پايگاهها او اکنون به عنوان مدير محصولات بازاريابي مشغول به کار مي باشد. اين شرکت نرم افزارهايي را مي سازد که عملکرد تجاري 600 دانشکده و دانشگاه را که شامل 8 موسسه Black مي باشند، حمايت مي کند.

ايجاد تغيير:

خانم Van Rooji مي گويد تغيير اساسي از مکانهاي بي سر و صدا به اطاق جلسات يک تغيير تکان دهنده بود. او مي گويد: يک فرد تحصيل كرده اگر بخواهد يک منظم کننده امور باشد بسيار تنها است. آنها به کار کردن در تنهايي بيشتر عادت کرده اند. بنابراين ياد گرفتن و کار کردن در يک تيم و کار دسته جمعي بدون در نظر گرفتن آن به عنوان يک انتقاد شخصي چيزي بود که من مجبور بودم كه آن راياد بگيرم. او ادامه مي دهد:

"در دنياي تجارت شما در خدمت استادان بيشتري مي باشيد اما کار شما مي تواند بيشتر پاداش زا باشد چرا که کار شما يک تابش واقعا جهاني دارد."

او در مقايسه با تحصيلات دانشگاهي مي گويد:" اما فشار خيلي بيشتري در دنياي تجارت روي شما است. اگر قادر باشيم تا به آن فشارها ب استناد مدرک و دليل پاسخ دهيم بسيار رضايت بخش تر مي باشد. او در حالي که مي خنددمي گويد:" شما هميشه برنده نيستيد اما شما حداقل مي توانيد ادعا کنيد که با مدرک به مساله اي پاسخ مي گوييد و حتي پيش بيني مي کنيد که بعضي از آن نکات چه مي توانند باشند و چه كاربردي دارند." او تجارت كردن  را خيلي بهتر ومحرك تر  مي داند چرا که با انگيزه بيشتري روي کار عملي تاکيد مي کند تا کار تئوري."

او مي گويد:" اگر کسي بدنبال کاري که من انجام مي دهم باشد و آن رادر پيش گيرد و تصميم گيري نمايد بسيار عالي است وموفقيت در انتظار اوست. من کسي را ترجيح مي دهم که از نتايجي كه من کنار همديگر قرار  داده ام و تحقيق کرده ام، به مرحله اجرا در آورد ، و اين دقيقا تفاوت اصلي است."

او مي گويد: در حالي که اقليت مردم و زنان مواجه با تبعيض نژادي در محل کار خود هستند، هيچگاه شاهد مقاومت عيني آنها با يكديگر نبوده است در صنعت تکنولوژي". اومي گويد:" کار کردن براي سالهاي متمادي در خارج از کشور، ممکن است  اين تفاوت اصلي را ايجاد نموده باشد."

او ادامه مي دهد:"اروپا خيلي متفاوت تر از ايالات متحده مي باشد، نژاد پرستي نقشي مشابه را که در اروپا ايفا مي کند، هيچگاه در ايالات متحده ايفا نمي کند."

در اواخر دهه 1970 و اوايل دهه 1980 يک زن آفريقايي آمريکايي که در ايالات متحده حضور داشت و داراي مدرک دانشگاهي بود مواجه با مکتب شکاکي و بدبيني گرديد (Skepticism).

او مي گويد:" کتب منبع آن زن را چک کنيد و مطمئن گرديد که او واقعا مواجه با آن مکتب شده است. بعضي از واکنشها اين بود که ما واقعا اگر او را به خدمت گيريم برد مي کنيم." ديگر عکس العملها اين بود:" ما بايستي فرصت را غنيمت بدانيم و آن زن را به خدمت بگيريم". شمامي توانيد به عنوان يک شخص در مقابل اينکه قصد داريد چگونه به نظر برسيد مجبوريد به هر طريق ايشان را به خدمت بگيريدو  فروش خود را افزايش دهيد.

او مي گويد:"اين نوع ديدگاه پست کننده نسبت به صلاحيتهاي آن زن، هيچگاه او را دلسرد نکرد."

خانم Van Rooji مي گويد:" اگر شما فکر مي کنيد که من تنها يک مارك مي باشم و نشانه اي خوب براي شما مي سازم و از طرف ديگر من فکر مي کنم که اين يک تحول شغلي بزرگ براي من است، من با کمال ميل و اشتياق حاضرم نشانه شما گردم" من هيچگاه از آن رويگردان نيستم.

هر چند که او هيچگاه بخاطر تعداد اقليتها و زنان در دنياي تکنولوژي دلسرد نگرديد، با وجود اين  حضور در صحنه هنوز مسأله اي است که عمدتا به دليل سطح ادراک جامعه مي باشد.

او مي گويد:" اگر شما ندانيد که راه وجود دارد يا مسير در راهي واقع شده است که انسان را بي علاقه مي سازد، بنابراين مطمئنا شما چيز زيادي راجع به اقليت و زنان نمي دانيد، حتي به طور کلي امروزه، افراد زيادي وجود ندارند که به دنبال مدرک دانشگاهي در زمينه تکنولوژي باشند چرا که تکنولوژي به عنوان چيزي غيرمعقول قلمداد مي گردد: خانم Van Rooji در حال باز کردن بيشتر درها به سوي آناني که دنباله روي سياستها و استراتژيهاي او مي باشند است. او در حال ايفاي فعالانه نقش خود در شرکتهايي است که در آنجا مسغول به کار مي باشد.. او همچنين در حال راهنمايي و تدريس يک دانشجوي MBA در دانشگاه ماري لند (Mary land) از طريق يک برنامه AMA است. راهنمايي هايي که او ارائه مي دهد قابل اجرا و کاربرد آن براي تمامي دانشجويان فارغ التحصيل مي باشد. او مي گويد:"اگر شما يک تحول کاري يا دو و يا سه تحول کاري در زندگي خود ايجاد نموديد آن را به عنوان يک چيز بد قلمداد نکنيد، چرا که گاهي اوقات ايجاب مي کندکه شما وارد آن راهي گرديد که به بهترين وجه مناسب حال شما است و در آن راه وكسب وكار شما مي توانيد بهترين سهم را ايفا نمايد."

هر چند که خانم Van Rooji،  ادامه تحصيلات دانشگاهي را خيلي پيشتر ترک کرده است، ولي به تدريس در کلاسهاي بعد از ظهر دانشگاه Geroge Mason و دانشگاه مجازي Phoenix مشغول است و برنامه ريزي مي کند تا به صورت تمام وقت بعد از بازنشستگي از شرکت Datatel، به تدريس ادامه دهد.

او همچنين پاسخگوي تلفني جامعه اقليتها در دانشگاه مي باشد. او مي گويد:" اتحاديه گروههاي نژادي دانشگاهيان بايستي به عنوان يک فرصت قلمداد گردد تا يک تهديد. اگر شما آگاه نباشيد که هستيد، و چه کار مي خواهيد انجام دهيد و يا از ابزار سرمايه گذاري در کاري که مي خواهيد انجام دهيد اگاهي نداشته باشيد، با اتحاديه دانشگاهيان کار خود را شروع کنيد از فرصت استفاده كنيد و به بيرون نگاهي بيندازيد و دنياي کاري را در حالي که مشغول به انجام آن هستيد، تجربه نماييد." تنها در اين صورت است که شما بهتر عمل خواهيد و از مطلوبترين افراد خواهيد شد."

دانشگاه يا صنعت؟:

طبق يادداشتهاي افراد با تحصيلات دکترا در سال 2001، تقريبا 72 درصد از افراد داراي مدرک دکترا بودند، زماني که آنها بررسي هاي SED را کامل نمودند تعهدات بعد از فارغ التحصيلي مطلقي براي استخدام يا ادامه تحصيل ، داشتند. از ميان آن افراد، 9/7 درصد به کار مشغول خواهند گرديد و 1/29 درصد به مطالعات خود به عنوان افراد پس از دکترا ادامه خواهند داد. براي شهروندان آمريکايي، 53 درصد از افرادي که تعهدات استخدام در شرکتها را دارا بودند، (اشاره به تحصيلات عاليه در ضمن انجام کار در بخشهاي مختلف نمودند). در حدود  از آن افراد (يعني 4/21 درصد) به کار در صنعت اشتغال اشاره مشغول بودند، و 8/7 درصد آنهارابا برنامه ريزي خاص جهت انجام کارهاي دولتي مناسب دانستند. اين بررسي ، اطلاعاتي را در مورد افرادداراي مدرک دکتراي تحقيق که توسط دانشگاههاي ايالات متحده از اوايل ماه جولاي سال 2000 تا 30 جون سال 2001 به انها اعطا گرديده است، مي دهد.

   بازدهي انرژي و بازاريابي جديد كه به نام بازاريابي اجتماعي ناميده شده است   يابازاريابي سبز نيازمند تنظيم دوباره مي باشد تا نيازهاي اساسي را در رابطه با  عدم آلاينده بودن  سوخت و بازدهي انرژي برآورده سازد.

محيط:

1ـ بهار گذشته روزنامه Wall Street گزارش کرد که "بازاريابي سبز (اجتماعي)" داشت محبوبيت خود را در ايالات متحده از دست مي داد. بعد از يک دهه از طراحي پيغامهاي گسترش يافته و محصولاتي که بتواند حساسيتهاي محيطي مشتريان را برآورده سازد. شرکتها به طور زياد فزاينده اي دريافتند که خريداران از منافع اکولوژيکي دنبال راحتي و سلامتي مي گشتند. خبرهاي متعاقبي راجع به مشارکت در حال زوال در برنامه هاي بازسازي و يک ازدياد محصولات مصرف شدني که مراکز ذخيره را در يک ميزان قابل توجهي در سراسر کشوري که به نظر مي رسيد که مرگ بازاريابي سبز را تأييد نمايد، گزارش مي گردند.

2ـ براستي، با مطالب افزاينده راجع به لزوم تضعيف نمودن قوانين هواي پاک ايالات متحده و گسترش استخراج گاز و نفت داخلي براي انرژي و امنيت داخلي موضوع آلايندگي در کل به نظر مي رسند تا موقعيت خيلي کم اهميت تري را نسبت به نگراني راجع به تروريسم، جنگ، و اقتصاد داشته باشند.

بعضي از گرايشهاي متضاد در طول سال گذشته، حاکي از اين مي باشند که بازاريابي سبز نمرده است. بلکه نيازمند تنظيم دوباره مي باشد تا نيازهاي اساسي را در رابطه با سوخت و بازدهي انرژي برآورده سازند. شرکتها نيز بايستي احساسات و مقاصد رو به رشد را در نظر بگيرند. بعد از جملات تروريستي 11 سپتامبر سال 2001، دعواي طولاني مدت كارشناسان محيط زيست براي نگهداري و حفاظت از انرژي و نفت، باعث افزايش تنش گرديد چرا که ايالات متحده وابستگي خود را در رابطه با نفت خاورميانه مورد بررسي و تفکر قرار داده بود. همين اخيرا، عشق ايالات متحده راجع به وسايل تسهيلاتي ورزشي که بالغ بر 27 درصد فروش دستگاههاي جديد مي باشد، هدف مبارزات انتقاداتي و تبليغات منفي که نمايانگر وابستگي نفتي به عنوان يک تهديد براي امنيت ايالات متحده و کيفيت محيطي سياره زمين مي باشد گرديده است.

براي مثال، يک تلويزيوني که مبارزات پروژه Detroit را تبليغ مي نمود، و توسط يك مقاله نويس به نام آقاي Avianna Huffing ton، اداره مي گشت، تصاوير مشترياني که SUV هاي خود را که همراه با نمايش اردوهاي آموزشي تروريستي با توضيحات بود دريافت مي نمودند نشان مي داد و آنها مي پرسيدند که: SUV شما چه ربطي به امنيت ملي ما دارد؟

همچنين ربط منافع حاصل از نفت با تروريسم محتواي کتاب کمدي جديد آقاي Bill Maher تحت عنوان "غلط از لحاظ سياسي" مي باشد. بعضي از عمل گرايان در حال ترقي بقاي نفت به عنوان يک وظيفه وطن دوستانه مي باشند. براي نمونه يک سايت اينترنتي که در همين رابطه است و تحت عنوان "تعهد انرژي وطن دوست" مي باشد، خواننده گان دلسوز اينترنتي را تشويق مي نمايد تا از طريق قبول ترانزيت انبوه، حفظ ماشينهاي مناسب و خريد ماشينهاي هيبريد گازي ـ الکتريکي، در خدمت حمل و نقل ايالات متحده باشند.

به طور قابل توجهي، جامعه مذهبي سعي دارد تا يک حامي مهم جهت سوخت و بازده انرژي گردد و اين جامعه طرفداران خود را تشويق مي کند تا جهت توجه به اين مساله که چگونه وسايل نقليه آنها در جهت تغيير فضاي موجود كار كنند وبا آلايندگي مبارزه نمايند. ماه نوامبر گذشته کشيش يهودي ـ مسيحي عضواصلي انجمن ملي مذهبي محيط زيست با اعضاي بلند بالاو مديران شرکت جنرال موتور و فورد ملاقات نمود و آنها را تشويق كرد تا SUV هاي کارآمد سوختي، براي اتومبيلهاي  بيشتري را توليد نمايند. به دليل ظاهرا بي تفاوتي بلند مدت راجع به موضوعات  زيست محيطي، بسياري از مذاهب اکنون به اين مساله رسيده اند که بايستي نگهداري از محيط زيست را وظيفه خود بدانند تا يک "مدير خوبي" براي آفرينش باشند تا در حل و يکپارچه همسان نمودن انرژي و محيط با وزارتخانه مي باشند. براي مثال يک کشيش اسقف در سان فرانسيسکو موسسه بين الادياني انرژي و نور کاليفرنيا را جهت ترقي کارايي انرژي در کليساهاي 50000 ايالت جهت تقويت منافع محيطي و اقتصادي تأسيس نمود.

حتي روزنامه Wall Street، اخيرا منابع انرژي قابل توجهي را منتشر نمود که مشتريان مي توانند از طريق جايگزيني لامپهاي نوري نئون با لامپهاي فلورسانت فشرده کارا مي توانند در مصرف انرژي صرفه جوئي و به محيط زيست كمك كنند. مشتريان نيز به طور غير شگفت انگيزي علائمي را نشان مي دهند که نشان مي دهند آنها نسبت به محصولات کاراي انرژي علاقه مندمي باشند. يک بررسي انجام شده توسط شرکت J.D Power و Associates نشان مي دهد که 30 درصد خريداران اتومبيلهاي جديد در ايالات متحده به طور يقين و نيز 30 درصد به طور قوي توجه به يک وسيله نقليه مرکب گازي ـ الکتريکي مي نمايند. تکنولوژي موثر سوختي به نظر مي رسد که موضوع اصلي قابل قبول توسط همگان گرديده است به ويژه در ميان زنان. مسائل مالياتي فدرال که روي قيمتهاي سوخت، عدم وابستگي نفتي خارجي، و محيط توجه مي نمايند، همه و همه به موازات علاقه مندي راننده گان خريدار اتومبيل نسبت به اتومبيلهاي گازي ـ الکتريکي، تصويب گرديده اند. خريداران تهديداتي را که روبروي آنها و دنياي آنها وجود دارد درک مي نمايند و آنها مي خواهند کاري بيشتر از خريد صرف، همانگونه که بعد از حملات 11 سپتامبر انجام مي دادند، انجام دهند. به موازات اينکه شعارهاي مخالف در جمعه خواستار منافع سه گانه پس انداز هزينه ها، امنيت انرژي بيشتر و يک محيط سالمتر مي باشند، کارايي انرژي مهمترين مساله مورد توجه نسبت به محصولات سبز گرديده است. سياستهاي تجاري مي توانند اين روند را با پيغام بازاريابي سبز(اجتماعي)درست اجرا و تقويت نمايند.

به طور سنتي، مشتريان در برابر محصولات سبز مقاومت نموده اند و ديگر به عقايد خود راجع به اينکه کارايي محصولات غير سبز ديگر موثر نيست پايبند نيستند.

آقاي Johnson راجع به اين موضوع تحقيقي را چند سال انجام داد تا روشهايي را در رابطه با محصولات كاهش آلايندگي قانوني بازار کشف نمايد كه آنها بعضي از ديدگاههاي مهم را کشف نمودند: اول اينکه به منظور ايجاد علاقه مندي وسيع، محصولات سبز بايستي همانند محصولات غير سبز عمل نمايند و از نوسانات هزينه ها و کيفيت محصولات جلوگيري نمايند. مشتريان براي محصولات سست و کم کيفيت پول زيادي نمي دهند. به خاطر اينکه مشتريان محصولاتي را بر پايه اينکه چقدر خوب آن محصولات نيازهاي اساسي را براورده مي کنند و چقدر خوب آنها لباسها را تميز مي نمايند و چگونه آنها به طور مطمئني از نقطه A به نقطه B حرکت مي کنند، انتخاب مي نمايند. براي مثال بازاريابان بايستي خصوصيات محيطي را به عنوان نقاط فروش اضافه شده براي محصولات موثر قبلي به جاي سعي در تغيير اولويتهاي مشتريان، ارائه نمايند.

آخرين مورد اينکه درصد محصول سبز بايستي تا حدي ترقي يابد تا اينکه مشتريان احساس نمايند که آنها شخصا از محصول نفع خواهند برد. احتمال اينکه مشتريان روي موضوعاتي که شديدا مربوط به محيط شخصي آنها باشد عمل نمايند خيلي زياد         مي باشد و بنابراين به پيغامهايي از قبيل "امن"، "غير مسموم" و يا "هزينه موثر" بهتر جواب مي دهند تا به پيغامهاي سبز سنتي تر نظير "زيست تجزيه پذير"،

ارجح ترين خصوصيات محصول زيست محيطي شامل 1)"محصولاتي است که در محيط پيرامون بچه ها از نظر سلامتي در امان باشند. 2) هيچ گونه دود غليظ از آن ساتع نشود. 3) هيچ گونه ترکيبات سمي نداشته باشند، 4) هيچ گونه تفاله هاي شيميايي بهمراه نداشته باشند. به خاطر اينکه محصولات كاهش آلايندگي به کرات بيانگر سلامتي مانده گار، امنيت و مزاياي راحتي مي باشند، بازاريابان بايستي اين منافع را جهت تشويق قبولي گسترده تر توسط مشتريان ارتقاء دهند. شواهد موثر بودن اين استراتژي مي تواند در مورد کتاب ذخيره انرژي آقاي فليپ تحت عنوان "نور زمين" يافت گردد. اصولا فروش محصولات كاهش آلايندگي ضعيف بود و خريداري نداشت ، اما پس از انتشار کتاب آقاي فيليپ، رشد فروش سالانه تا 12 درصد ترقي يافت. درسي که در رابطه با فروش بازدهي انرژي فراگرفته مي شود اين است که تجارتها بايستي برآورد کننده منافع شخصي باشند که اين منافع تا حد امکان براي مشتريان جذاب باشد. ، براي مثال اقتصاد سوخت بازاريابي مي تواند امري بديهي و آشکار به نظر برسد. با وجود اين راحتي اينکه مجبور نباشيم که مرتبا سوخت گيري نماييم، ممکن است مورد علاقه سفرکننده گان مسافتهاي طولاني باشد. و اين در حالي است که جديد بودن تکنولوژي بالاي اتومبيلها ممکن است براي ديگر بخشهاي بازار جذاب باشد. براستي، بعضي از گيرنده هاي اوليه، اتومبيلهاي مركب خود را خريداري نمودند تا جادوي اتومبيلهاي خود را در ميان دوستان خود، جار بزنند. گاهي اوقات اضافه نمودن خصوصيات جديد به محصولات سبز مي تواند پذيرش آنها را در جامعه گسترده سازد. براي مثال بعضي از وسايل نقليه مركب نسل آينده، خروجي هاي الكتريكي 110 ولتي راحتي را براي لوازم ‍Power خواهند داشت كه اين مورد علاقه كارگران ساخت و ساز مي باشد. با ارائه اهميت راحتي تبديل يك چنين خصوصياتي به محصولات كارآمد مي تواند بيشتر و بيشتر جذابيت آنها را توسعه بخشد.

براي محصولات مشتريان كلي، تصديق Energy Star آژانس حمايت از محيط زيست ايالات متحده مي تواند جهت تشجيع اعتبار ادعاهاي كارآمد و علامت گذاري كيفيت محصولات و ذخيره ها‏ حائز اهميت باشد. براستي علامت تصديقEnergy Star كه در سال گذشته براي محصولات طراحي گرديد‏ بيش از 6 ميليون دلار را در هزينه هاي انرژي ذخيره نمود و انتشار گازهاي گلخانه اي را كه ناشي از 12 ميليون اتومبيل بودند كاهش داد. در اقتصاد كساد امروزه‏ ذخيره هاي پولي مي تواند جذابترين نكته فروش كار اين انرژي به حساب آيد.

به طور خلاصه‏، بازاريابي سبز(اجتماعي)ثابت  نموده است كه مي تواند در سلامت مردم در جوامع مختلف حائز اهميت باشدكه اقدام به آن نيازمند اين است كه تغيير و تحول اساسي در روشهاي برخورد با اين موضوع تغيير يابد تا باعث برآورده سازي و تقويت نياز در حال رشد جامعه براي كارايي انرژي گردد. بازاريابي سبز (اجتماعي) خوب و بهينه مي تواند جهت آموزش مشتريان راجع به اينكه كارايي خصوصيت ويژه اي است مورد استفاده قرار گيرد كه بايستي از آن بهره گرفت.