هويت جواني و باورهاي ديني
باسمه تعالي
«ظرافت و دقت در برنامهريزي از امكانات بهتر است »
*حضرت علي(ع)*
«هويت جواني و باورهاي ديني»
«youth identity and sreli yious rares»
مـقد مـه
در عصر حاضر و زمان حال كه جوانان با افكار و عقايد گوناگون دست به گريبان هستند و گاهي اوقات با سرعتي وصف ناپذير رو به جلو در حركتند كه با هويت جواني و ارزشهاي اسلامي كاملاً منافات داشته و در مسير مورد نظر خود دچار انواع نگرانيها و سردرگميها و لغزشها گرديدهاند و وظيفه همه اقشار جامعه است كه بتوانند آنها را به جايگاه اصلي خود بازگردانند و در هدايت آنها كوشا باشند و آنها اميدوار به آينده بتوانند در مسير صحيح گام بردارند و مردم و مسئولين به آنها كمك و ياري رسانندو از دريچه فلسفه وجودي انسان به جوان ديدگاههاي تازه عطا كنند تا با نگرش در مسير زندگي و دنيا رهآورد جديدي همراه با مقتضيات زمان ارائه نمائيم تا بتوانيم ادراكي درست با مهارتي خاص كه وجود جوان را سراسر شور و هيجان و كار و تلاش است در آن به تلاطم در آوريم و هويت اصلي آنها كه روح خدايي است را به آنها بازگردانيم و برايشان خط مشياي تبيين گردد كه با روحيات آنها هم خواني داشته باشد.
نويل جانسون ميگويد مسئلهاي كه بيش از هرچيز ويكرز(سرجئوفري ويكرز در ناتينگهام ديده به جهان گشود و در سال1913 براي فراگيري دروس كلاسيك به كالج مترون آكسفورد رفت و ... )را به خود سرگرم ميساخت آن بود كه چگونه افراد در شرايط شتاب اقتصادي و تغيير علمي قادرند نيازهاي همكاري اجتماعي را به بهترين شكل برآورده سازند. او فردگرايي اخلاقي و اقتصادي را مردود ميداند و عقيده دارد نهادها، شرط ضروري براي همزيستي اجتماعي رضايتمندانه تلقي ميشوند او تحت تأثير مشيل پولاني به دست آوردن فهمي مناسب از نهادها را چونان يك تغيير شناخت شناسانه ميدانست افراد بايد دربند اين مسأله باشند كه چگونه كنشهايشان دائماً درگير قواعد روابط با ديگران ميشود و اين مسئله فقط از طريق انجام دادن قضاوت صورت مي پذيرد.
بنابراين بخش اعظم كارهاي او به تحليل قضاوت در قالب آن چه آن را رفتار ستودني مينمايد اختصاص يافته بود اگرچه ستايش و قضاوت بياني از توانمنديهاي فرد است ويكرز هرگز به فرد چونان موجودي منزوي و مستقل نگاه نكرد بلكه اورا به واسطه روابطي كه داشت توصيف نمود. به باور او نهادهاي اجتماعي به بهترين شكل در قالب سيستم ها قابل تحليل ميباشند و كتاب منتشر شده او به نوعي در كاربردهاي تفكر سيستمي در
جامعه انساني مشاركت مينمايد اين موضوعات پالايش شده، توسعه يافته و جاي گرفته در بافتهاي سازماني گوناگون كارهاي بليغ او تكرار ميشود.
هدف از وجود انسان در روي كره خاكي و زمين به مراتب از همه لذايذ دنيوي بالاتر و بهتر است كه ميتوانند مطلوبيتي كه ربالعالمين خواسته است به دست آوردند و در پرتو اين موضوع به درجه والا برسند و در كنار يكديگر براي يكديگر مفيد فايده قرار گيرند و در دنيا بتواند بينايي خاص و شگرفي را پيدا نمايند.
چون نابينايي در دنيا نابينايي در آخرت را نيز به دنبال دارد. بدنبال تمامي توانايي انسان ميبايست زيرساختهاي تفكري انسانها و جوانان به زندگي و مسير دنيا كه به دنبال انسانيت انسان است به شكل قابل قبولي با برهانها و ادلههاي درست كه مورد قبول ارزشهاي اسلامي را به سمت و سوي رسيدن به هويت اصلي وجودي انسان و جوانان مطرح و در صدد رفع و رسيدن به قلعههاي رفيع اصالت انسان وارد شويم و جواناني با ناطقههاي قوي و و فصيح تا بتوانند هويت اصلي جوانان را تصديق نمايند و حرفهايشان بتواند در همه جوانان كشورمان اثر مطلوب بگذارد و در بهينه كردن رفتار آنها از سرچشمههاي زلال ازلي كه وجود انسان از اراده و خواست اوست انتخاب نمائيم و به عنوان بازوهاي مستحكم در برابر شيطان و دشمنان قسم خورده استفاده نمائيم.
امروزه زماني است كه در ديدگاه و نگرش كامل انسان نگاهها و افكار و عقايد به گونهاي سوق داده ميشود كه ارتكاب بعضي از گناهان نه تنها معصيت نيست بلكه در جهت پيشرفت و تعالي انسان است و اين مطلب و انديشه غربي است كه در حال حاضر در افكار جامعه رايج گرديده است و جاي بسي تأمل است كه اين ها فتنههايي است كه در حال شكل گيري است .
پس بايد سعي كنيم ما از داخل خودمان پرچم و نشانههاي بدعت نباشيم و آنچه را كه پيوند امت اسلامي بدان استوار و پايههاي طاعت برآن پايدار است بر خودمان لازم بدانيم و از گرفتار شدن در دام هاي شيطان و قرارگرفتن در وادي دشمنيها بپرهيزيم و و لقمههاي حرام به جسممان راه ندهيم، آنچه را خودمان داريم بهتر است از آن كه چيزي از ديگران بخواهيم .
جوانان بايد ياد بگيرند كه تلخي نااميدي بهتر از درخواست كردن از ديگران است. در اين راه شغل و اشتغال همراه با پاكدامني بهتر از ثروت فراواني است كه با گناهان بدست آيد، بايد انديشيد و آگاهي يافت به نيكان و نيكوكاران نزديك شد و از آنها باشيد و از بدان دور شود و از آنان دوري كند كه به قول فرمايش امام صادق(ع)كه فرمودند : اصلاح بين مردم و نزديكي آنها زماني كه ميان آنها اختلاف و فساد افتاده و از همديگر دوري ميكنند صدقهاي است كه خداوند متعال دوست دارد.
از اين بابت رهآوردي شومي كه با آن پيوند خوردهايم چيزي زيانباري است كه در انتظار ماست بايد از معيارها و مراحل خودسازي عالمان ديني و علمي استفاده كنيم نه اينكه دانشمندان هم قدم در اين راه نگذارند كه به گفته حضرت علي(ع)به دانشمند جاهلي ماند كه جهلش او را از پاي درآورد و دانش او همراهش باشد.
اما سودي به حال او نداشته باشد.
(آقاي دويچ ميگويد در دنياي امروز دولت پديدهاي گريز ناپذير و ناكافي است. دولت ابزاري گريز ناپذير براي انجام دادن كارها و برقراري ارتباط با بسياري مسايل واقعي است، اما ناكافي است زيرا نميتواند با شمار روز افزون ديگر مسايل زندگي و مرگ بسياري از ساكنانش هماهنگ باشد.) رخدادها در خلاء حادث نميشوند بلكه در بافتي اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي روي ميدهند اين مقاله آن بافت را براي شما توضيح ميدهد هيچ نيازي نيست كه شما با تمامي عوامل اين ديدگاه موافق باشيد يا آن را بپذيريد اما آن را براي ساخت بافتي به كار ببريد كه از خلال آن براي سنجش اخبار روز برخورد با ديدگاهها و اطلاعات جديد استفاده كنيد.
از فرصتها ميبايست استفاده شود و در به وجود آوردن فرصت بايد كوشيد و سپس برنامههايي را در بالا بردن و ارتقاء توان جوانان در جهت پيشرفتهاي علمي ارائه نمود در اين مقاله به چند گزينه و معياري كه ميتوان از آن در جهت حفظ هويت جوانان و باورهاي ديني از آن استفاده نمود اشاره مينمايم.
1- شناخت اقشار گوناگون اجتماعي 2- تشكيل گروهها و ضرورت حفظ آنها 3- معيارهاي روابط اجتماعي 4- سفارش به رفع نيازها 5- افشاي علل گمراهي 6- شناختهاي پايههاي ايمان 7- جذب دلها 8- رعايت اصول انساني 9- تشويق به اعمال نيكو10- ستودن اعضاي فعال
عوامل و شرايطي كه در جهت احياء، حفظ و ارتقاء هويت جواني و باورهاي ديني مطرح نمودم از كليدي ترين عوامل شروع شده است كه عوامل تعيين كننده هستند كه در مكان باز شكل زير قرارگرفتهاند و در ته قيف عواملي كه با هدف شكل دادن به خروجي، برنامه ريزي شده آمده است.
پ
|
شناخت اقشار گوناگون اجتماعي |
|
تشكيل گروه ها و ضرورت حفظ آنها |
|
معيار هاي روابط اجتماعي |
|
سفارش به رفع نيازها |
|
افشاي علل گمراهي |
|
شناخت پايههاي ايمان |
|
جذب دلها |
|
رعايت اصول انساني |
|
تشويق به اعمال نيكو |
|
ستودن اعضاي فعال |
1- شناخت اقشار گوناگون اجتماعي (recopy nation of social diverse kinds) :
نياز احساس كمبودي است كه در انسان به وجود ميآيد. نياز امروز جوامع اسلامي احياء و نگهداشت هويت جوانان و باورهاي ديني آنها است كه همه دست اندركاران اين جوامع و خانوادهها را بر آن داشته است تا بتوانند در اين مسير گامهاي اساسي برداشته و موفقيتهايي را كسب نمايند در كسب موفقيت شناخت اقشار گوناگون اجتماعي ضروري و لازم است و از اصول بسيار مهمي در ارتقاء اخلاقيات جوانان و هم چنين مهارت و تخصص آنهاست چون مردم و جوانان از گروههاي مختلف هستند كه با شناخت اقشار گوناگون اجتماعي ميتواند در حركت جامعه به سوي تعالي مؤثر باشد وهم بتوانيم اقشار اجتماعي را با برنامهريزي مناسب در جهت ارتقاء جوانان از فنون و تخصص آنها استفاده نمائيم.
آقاي سايمون عقيده دارد «با توجه به مسائل بزرگي كه همه جوامع پيچيده با آن روبرو هستند موضوعات بايد به زير سيستمهاي سياستگذار كه تحت تسلط متخصصان موضوع هستند واگذار گردند. اين تخصصگرايي تنها راهي است كه سيستم ميتواند به كمك آن به شكلي موازي و نه به دنبال هم با موضوعات ارتباط برقرار سازد اين مسأله به همان اندازه كه براي يك رايانه بزرگ صدق ميكند براي يك نظام سياسي و اجتماعي نيز صادق است، با اين حال موضوعاتي كه از يك زمان تا زمان ديگر معمولاً در كنار زيرسيستمهاي سياستگذاري هستند به سطحي بالاتر يعني تقويم سياسي و اجتماعي انتقال پيدا ميكند و برخي از آنها در آنجا مورد پردازش قرار ميگيرند .
اين راهيابي به تقويم آن هم وقتي كه مشاركت كنندگان (در سياستگذاري) به گفتگو علاقمند ميشوند زماني است كه تغييرات بزرگ در حال پديد آمدن هستند و باعث اختلال دريك يا چند زيرسيستم سياستگذاري مي شوند. بنابراين نظام سياسي و اجتماعي نيز با تركيب موازي يا به هم پيوستۀ ملاحظات مربوط به موضوعات، دركار ايجاد يا تخريب زير سيستمها ي سياستگذار است.» نيروهاي قدرتمندي از تغيير وجود دارند كه ميتوانند در درون كل سيستم حركت كنند اين نيروها را هيچ فرد يا گروهي واحد به وجود نياوردهاست بلكه محصول تعاملات گوناگون ميان گروههاي جوينده فهمهاي نوين از موضوعات هستند. نيروهاي ايجاد كننده ثبات در طي دورههاي مختلف همانهايي هستند كه در دورههاي حساس و بحراني با يكديگر پيوند ميخورند تا تغييراتي پايا و ماندني را در طي زمان بوجود آورند . اين نيروها به جاي آن كه تحت كنترل يك گروه، نهاد يا فردي واحد باشند محصول ارتباطات پيچيده دروني بسياري از نهادها در جامعه هستند. زماني كه آنها به يكديگر پيوند مي خورند تا آن كه فشار و تغييرات را افزايش دهند نيروهايشان غير قابل توقف ميشود.
2- تشكيل گروهها و ضرورت حفظ آنها :
از مظاهر برجسته و جالب تمدن جديد توجه خاص متفكران و پژوهشگران و انديشمندان نسبت به زندگي آينده است. اين توجه مبني بر اين اعتقاد است كه آينده با همه پيچيدگيها و ابهامهايي كه دارد شناختني است و بشر قادر است به استعانت مباني و مبادي علمي وقتي در دسترس خود و خاصه با استفاده از شبكههاي وسيع اينترنت و دستاوردهاي قابل ملاحظه رايانههاي تصويري روشن و شفافتر از رويدادهاي حوادث آينده فرا راه خود قرار دهد. توجه به آينده امري است كه در گذشته همواره ذهن آدميان را به خود مشغول كرده است و در جامعهاي كه ما زندگي ميكنيم داراي ارزشهاي اسلامي است كه اين نگراني كه هويت جواني را در بر خواهد گرفت بيشتر كرده است. يكي از راههايي كه ميتوان از اين نگرانيها كاسته شود تشكيل گروههاي مختلف با تخصصهاي گوناگون است كه از اين طريق بتوانيم به هدف غايي كشور كه تربيت نيروي انساني متعهد، كارآمد و متخصص است برسيم كه دانش در اعضا و جوارح آنها آشكار شود نه فقط بر زبانشان جاري باشد. آشكار شدن علم و دانش در اعضا و جوارح انسان باعث كاهش آسيب در انسان است و به دنبال دانستنيهاي بيشتر خواهد رفت.
آقاي دانيل دفو در مورد قهرمان داستان كلاسيك خود يعني رابينسون كروزو ميگويد : بدون هيچ اميدي به رهايي در جزيرهاي متروك و وحشتناك افتادهام تنها و بريده از همه جهان به روز سياه نشستهام فردي تنها منفك از نوع بشر و مطرود از جامعه انسانيم، كسي نيست كه با او سخن بگويم يا به نجاتم بيايد.
اولسن عقيده دارد نهادها داراي اقتدار و قدرت هستند. اما در عين حال داراي عقل جمعي و اخلاق نيز ميباشند. آنها چارچوبهاي فيزيكي، شناختي و اخلاقي را براي كنشي مشترك ظرفيتي براي دخالت،عينك هايي مفهومي براي مشاهده تقويم، حافظه، حقوق و هم چنين وظايف مفاهيم مربوط به عدالت و نهادهايي كه شما خود را با آن شناسايي ميكنيد فراهم ميآورند.
3- معيارهاي روابط اجتماعي(social relishes yardsticks) :
جوانان راهي پر مشقت و طولاني در پيش دارند تا بتوانند در اين راه با كوشش بايسته و تلاش فراوان در جمعآوري زاد و توشه براي جهان باقي كه همان قرب الهي است گام بردارند كه موفقيت در اين راه مستلزم رعايت مقدماتي است و هم چنين از وظايف مسئولين در جامعه است كه آنها بتوانند بدون فشار زياد اين راه سخت و پر مشقت را بپيمايند و سربلند بيرون آيند مطمئناً جوانان و نگهداري از هويت و باورهاي ديني آنها از وسايلي است كه ميتوانيم در برابر پيشگاه خداوند متعال از آن به عنوان سند افتخار خود ياد كنيم از وسايل مورد نياز لحاظ نمودن معيارهاي روابط اجتماعي كه ميتواند در صورت جاري شدن در سطح جامعه شرايط نگه داشت جوانان را به صورت نسبي مهيا سازد.
معيارهاي اجتماعي عبارتند از : 1- دوست داشتن خير براي ديگران 2- ناپسند دانستن شر و بدي براي ديگران 3- ستم روا نداشتن 4- نيكوكار بودن 5- ابراز نكردن آنچه كه براي ما محرز نشده و نميدانيم 6- عدم غرور و خود بزرگ بيني 7- خاضع و خاشع بودن در برابر خداوند متعال.
4- سفارش به رفع نيازها (recommendation to needs raising) :
موضوع بسيار مهمي كه پس از تشكيل گروهها مطرح است و ميتواند در نگه داشت جوانان و در مسير درست قرار گرفتن آنها اين است كه بتوانيم نيازهاي جوانان را در گروهها را به صورت صحيح و درست و منطقي برطرف نمائيم كه تشكيل ميگردد از نيازهاي جسمي و روحي، كه بايد با راهكارهاي مناسب نسبت به رفع آنها اقدام نمود تا بتوانيم با آرايشي كه به وجود ميآوريم آنها را در نهادها و گروهها متعهد نمائيم تا بتوانند متخصص گردند و از تخصص آنها استفاده گردد. نتيجه مطالبات و ايمان نشان ميدهد در افرادي كه با مقياس قدرت شخصيت، افرادي قوي تشخيص داده ميشوند قادر به تأثيرگذاري بر ديگران هستند بدين روي اين فقط يك اندازه گيري تك بعدي نيست بلكه تركيبي از خصوصيات شخصي با موقعيت گذاري شبكه اجتماعي است. پس رفع نيازها در گروهها يكي از مسائل اجتماعي است كه ميتواند تأثير گذار باشد.
5- افشاي علل گمراهي(mildly defects open) :
بسياري از مردم و جوامع مختلف تغيير كردهاند و از سعادت و رستگاري بيبهره ماندند به دنيا پرستي روي آورده و از روي هواي نفس سخن گفتند كه آنها ميبايست قبل از اينكه به ورطه نابودي و هلاكت برسند راه علاج به نابودي رفتن را پيدا ميكردند و مداوا مي نمودند منتها اين عمل را انجام نداده و به نابودي رسيدند خداوند متعال در قرآن كريم ميفرمايد« قل سيرو في الارض كيف كان عاقبت المكذبين » يعني در زمين گردش كنيد و ببينيد عاقبت تكذيب كنندگان را پس ما هم ميبايست علل گمراهي بعضي ملل و مردم را براي جوانان عضو گروهها تشريح نمائيم كه از آن درس بگيرند و تجربيات لازم را به دست آورند، از تجربهها استفاده كنيم تا مصداق فرمايش امام اول شيعيان حضرت علي(ع) نگرديم كه فرمودند : «همانا تيره روز، كسي است كه از عقل و تجربهاي كه نصيب او شده محروم ماند» خيلي از ملتها و دولتها چون نتوانستهاند حق مردم و جوانان را ادا كنند و به هلاكت و ورطه نابودي رسيدند كه يكي از حقوق جوانان همان هويت و باورهاي ديني است.
6- شاخت پايههاي ايمان (recognition of faith legs) :
يكي ديگر از مراحل و شرايط هويت جواني و باورهاي ديني شناخت پايههاي ايمان است. چون اين شناخت زيرساخت اعتقادات انسان است و باعث ميشود انسان و جوان در كورههاي انسانيت گداخته بشود و محكم و استوار گردد تا بتواند ريشه در زميني داشته كه نگهدارنده او از حوادث و بلاياي موجود و زلزلههاي مخرب انسان باشد. پس ميبايست با شناخت پايههاي ايمان و درست ياد دادن و تعليم دادن به جوانان يقين را در وجود و درونشان زنده و آنها را بركشتي نجات سوار كنيم و پيمودن راه درست را يادگرفته و در عمل به كار برند.
حضرت علي(ع) در شناخت پايههاي ايمان در نهج البلاغه ميفرمايند:« ايمان بر چهارپايه استوار است صبر، يقين، عدل و جهاد. صبر نيز بر چهار پايه قرار دارد شوق، هراس، زهد و انتظار و آن كس كه اشتياق بهشت دارد شهوتهايش كاستي گيرد و آن كس كه از آتش جهنم ميترسد از حرام دوري گزيند و آن كس كه در دنيا زهد ميورزد مصيبتها را ساده پندارد و آن كس كه مرگ را انتظار ميكشد در نيكيها شتاب ميكند. يقين نيز بر چهارپايه استوار است بينش زيركانه، دريافت حكيمانه واقعيتها، پند گرفتن از حوادث روزگار و پيمودن راه درست پيشينيان، پس آن كس كه هوشمندانه به واقعيتها نگريست حكمت را آشكارا ببيند و آن كه حكمت را آشكارا ديد عبرت آموزي را شناسد و آن كه عبرت آموزي شناخت گويا چنان است كه با گذشتگان ميزيسته است و عدل نيز بر چهار پايه برقرار است : فكري ژرف انديش، دانشي عميق و به حقيقت رسيده، نيكو داوري كردن و استوار بودن در شكيبايي.
پس كسي كه درست انديشيد به ژرفاي دانش رسيد و آن كس كه به حقيقت دانش رسيد از چشمه زلال شريعت نوشيد و كسي كه شكيبا شد در كارش زياده روي نكرده با نيك نامي در ميان مردم زندگي خواهد كرد و جهاد نيز بر چهار پايه استوار است : امر به معروف، نهي از منكر، راستگويي در هر حال و دشمني با فاسقان پس هر كس به معروف امركرد پشتوانه نيرومند مؤمنان است و آن كس كه از زشتيها نهي كرد بيني منافقان را به خاك ماليد و آن كس كه در ميدان نبرد صادقانه حق را كه بر گردن او بوده ادا كرده است و كسي كه با فاسقان دشمني كند و براي خدا خشم گيرد، خدا هم براي او خشم آورد و روز قيامت او را خشنود سازد.»
7- جذب دلها (hearth attraction) :
موضوع ديگري در هويت جوان و باورهاي ديني مطرح است، راه جذب دلهاي جوانان است كه راههاي لازم را بايد شناخت و آنها را به كاربست. بهترين راه جذب دلها خوشرويي است.
دلهاي جوانان و مردم به دنبال انسانهاي خوشرو است پس با اين مهم ميتوانيم جوانان را دور هم جمع نمائيم و راهكارهاي موجود را عمل نمائيم.
8- رعايت اصول انساني (observance the human origins) :
بشر بر اثر موفقيتهاي بسياري كه در غلبهي بر طبيعت و پيشرفت علوم بدست آورده جرأت و جسارت بيشتري در طرح و تصوير آينده پيدا كرده است به همين سبب ابراز عقيده در آنان سرعت عمل و ارزش ديگري پيدا كرده است كه خواهان ارائه آنها و دوستدار اجرا نمودن افكار درست و درخورشان هستند.
پس در اينجا ميبايست به انديشههاي آنان احترام گذاشت و از داشتههاي آنها استفاده كرد نه اينكه با پس زدن و واپس زدن آنها را دلسرد كرد و به گوشهاي فرستاد كه با كنار رفتنشان افكار آنها نيز مورد استفاده قرار نخواهد گرفت.
روزنا ميگويد موضوعات همانند آبشار تغيير ميكنند و در جريان خود با مجموعههاي گوناگوني رو به رو ميشوند همانند يك آبشار كه نيرويش هر آن بيشتر ميشود و دايره وسيعتري از كنشها را با خود همراه ميكند ارزشهايي را كه در بر ميگيرد و پيامدهايي را كه همراه ميآورد هركدام از اين موارد بر پيچيدگي و پويايي ساختارهاي به هم وابستهاي كه بازيگران را به يكديگر متصل ميكند ميافزايد همانند اثر معروف پروانهاي در هواشناسي (اين اثر ميگويد كه براي مثال اگر پروانهاي در پكن بالهاي خود را به حركت درآورد نسيم ايجاد شده از اين حركت ممكن است آب و هواي آفتابي كاليفرنيا را به آب و هواي طوفاني تبديل نمايد)يك حادثه در گوشهاي از جهان ميتواند داراي تأثيري در مكانهاي دور دست باشد.
9- تشويق به اعمال نيكو (encores garment to good acts) :
با جمع شدن جوانان گرد يكديگر و به صورت مجموعه درآمدن آنها راه به دست آوردن موفقيت هم براي جوانان كه ميتوانند تخصصهاي لازم را بياموزند و هم براي منويات دولت و ملت كه ارتقاء افكار جوانان در جهت صحيح انسانيت است مؤثر باشد منتها اين راهكارها ميبايست با تشويق آنها به اعمالي كه در گروهها انجام ميشود همراه باشد كه بدانند وقتي تشويق به اعمال نيكو كه همان عملكرد مناسب است حمايت دولت و جامعه را بدنبال دارد و براي زحمات آنها ارج نهاده خواهد شد، فعاليت آنها شكل خواهد گرفت و موفق ميگردند.
10- ستودن اعضاي فعال (group members to praise) :
با توجه به هدفهاي كلان و راهبردي كه حفظ هويت جوانان و باورهاي ديني آنها است پس از اينكه آنها به صورت نهادها و گروههاي مختلف تقسيم شدند نياز دارند دائماً با آنها در ارتباط باشند و از زحمات آنها تقدير گردد و به خصوص از كارهاي خلاقانهاي كه صورت ميدهند و شايسته و درخور تشويق است افراد را مورد تشويق قرار دهند دليل تشويق هم آن است كه ما جوانان را دور هم جمع نمودهايم كه بتوانيم هدايت آنها را حفظ نموده و در جهت پيشرفت و توسعه، آنها را تشويق نمائيم كه بتوانند به صورت يك محافظ در برابر دشمنان قرارگيرند و با كمك اين جوانان است كه ميتوانيم جامعهاي متعادل و در حال رشد داشته باشيم.
نتيجه :
هويت جواني و باورهاي ديني از مسائل بسيار مهمي است كه جوامع اسلامي بدنبال احياء و زنده نگه داشتن افكار خلاق جوانان در سايه و لواي باورهاي ديني است كه دائماً سفارش به تفكر و تدبر مينمايند، چون تفكر و تدبر ميتواند افق ذهن و فكر انسانها و جوانان را روشن نموده و آيندهاي روشن را ترسيم نمايند و پرچم اسلام در سراسر دنيا برافراشته گردد و نتيجهاي كه از اين مقاله گرفته ميشود اين است كه با به وجود آوردن فرهنگ كار و تلاش در جوانان ميتوانيم تا حد بالايي از هويت آنها دفاع و هم چنين قدرت انتخاب آنها با يادگيريهاي مناسب ارتقاء پيدا نمايد و با گم ننمودن راه سعادت در عبادت با خدا و معبودالهي سربلند باشند و با قدرت، شجاعت، صلابت و نيرومندي همراه با شكيبايي و بردباري شور و هيجان ايماني در آنها زنده گردد و بينش و نگرش جوانان را بازتر نمائيم چون«به قدر بينش خود هر كس كند ادراك»
هادي فدايي
كارشناس ارشد مديريت بازرگاني
فقط آنهای که در مقابل دشمن با جهاد در راه خدا به شهادت رسیده اند زنده اند وبر اعمال و کردار ما مردگان متحرک و واماندگان از قافله ای که شهدا را به سعادت و سربلندی رساند نظارت دارند باشد که ما کمتر از ذره را در لیست شفاعت شدگان خود قرار دهند